ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣٥ - شرح
فرس المظ، وقتى كه در لب پايين اسب خال سفيدى باشد [١].
مقصود امام (ع) آن است كه ايمان يعنى باور داشتن وجود آفريدگار كه در آغاز به صورت يك حالتى از نفس است، بعد به وسيله دلايل و اعمال شايسته استوارتر مىگردد تا آنجا كه به صورت ملكه كامل در مىآيد. كلمه لمظة استعاره براى آن نور ايمانى است كه نخستين بار در نفس پديد مىآيد- از باب تشبيه به نقطه سفيدى و ذرهاى از نور خورشيد، و نصب لمظة به دليل تميز بودن آن است، جحفلة، براى اسب همان است كه در انسان شفة (لب) گفته مىشود.
(٤٠٠٦) ٦- در گفتار امام (ع) است:
إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَانَ لَهُ الدَّيْنُ الظَّنُونُ- يَجِبُ عَلَيْهِ أَنْ نيُزَكِّيَهُ لِمَا مَضَى إِذَا قَبَضَهُ فَالظَّنُونَ: (٨٠٥٦٤- ٨٠٥٤٩)
[لغات]
(جدّ): چاه (ظنون): چاهى كه ندانند آب دارد يا نه
[ترجمه]
«هر گاه مردى طلبكارى داشته باشد كه نداند وام را از او مىگيرد يا نه، اگر وام را گرفت سالى كه بر او گذشته، واجب است زكات آن را پس از گرفتن بدهد».
[شرح]
(٨٠٦٤٥- ٨٠٥٤٩) دين ظنون، آن دينى است كه طلبكار نمىداند آن را از بدهكار مىگيرد يا نه، مثل اين كه طلبكار گاهى اميدوار به دريافت آن است و گاهى اميد به وصول ندارد. اين سخن از فصيحترين سخنان است و همين طور هر چيزى را كه در پى آن باشى و ندانى به دست خواهى آورد يا نه آن را ظنون، گويند سخن اعشى نيز داراى اين مضمون است.
[١] تا اين جا شرح از سيد رضى رحمه اللّه، است- م.