ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٨٥ - شرح
در عبارت امام (ع): او ابيت، و او اكون را بعضى به ضم آخر و مرفوع خواندهاند، به اين دليل كه او حرف عطف نيست بلكه همزه براى استفهام و واو پس از آن مانند فاء در آيه مباركه: أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ [١] متحرك است، و استفهام انكارى و بيانگر اين مطلب است كه شكم او پر و آن چنان است كه گوينده شعر گفته است، و همچنين استفهام در عبارت: و اقنع من نفسى، در معرض انكار اين مطلب است كه نفس امام (ع) بر اين دلخوش مىدارد كه به او امير المؤمنين گويند در صورتى كه در سختيهاى روزگار و تلخكاميها با آنان همدرد نباشد، واو در عبارت: و لا يشاركهم ... واو حاليه، و او اكون، عطف بر: اشاركهم، و به منزله نفى است.
(٦٤٩١٧- ٦٤٨٨٣) يازدهم: امام (ع) به پارهاى از انگيزههايى كه باعث پارسايى و ترك غذاهاى لذيذ در دنيا شده است توجّه داده از جمله آن كه وى براى اين آفريده نشده است تا خوردن غذاهاى خوب، او را از هدف اصلى بازدارد، و توضيح اين مطلب در عبارت: فما خلقت ... المتاهة، آمده است. همچنين از سرگرم شدن به خوردن غذاهاى لذيذ با خاطرنشان ساختن پيامد چنان سرگرميى يعنى همانندى با چارپايان، برحذر داشته است، و با عبارت: همّها علفها، تا جمله يراد بها، به وجه شبه به بهايم اشاره فرموده است، توضيح آن كه شخص سرگرم به خوردن غذاهاى لذيذ، اگر از نوع خورشهاى ثروتمندان و بىنيازان باشد، به سان چارپاى علفخوارى خواهد بود در همّت گماردن به علفى كه در اختيار دارد، يعنى همان غذاى موجود، و اگر فردى نيازمند باشد، همتش وابسته خواهد بود به هر آنچه كه از متاع دنيا به دست آورد، و تا آخر آن را بخورد و پرخورى كند و شكمبه خود را با غفلت از هدف اصلى همچون حيوان علفخوار پر كند كه همتش پر كردن شكم
[١] قسمتى از آيه ٤٠ سوره اسراء (١٧) يعنى: آيا خدا شما را به فرزندان پسر برگزيده است.