ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠ - پنجم او را از گول خوردن به دليل دلبستگى اهل دنيا به دنيا و خصومت و ستيز بر سر دنيا، منع كرده است
بدان كه امام (ع) در اين دو مثل به تقسيم بندى مردم دنيا اشاره فرموده- است كه آنها به لحاظ قواى غضب و شهوت و پيروى از آن دو به دو دسته تقسيم مىشوند: يعنى بعضى از مردم دنيا از قوه غضب خود پيروى مىكنند و به خواست آن جامه عمل مىپوشانند، و بعضى ديگر از قوه شهوت خود پيروى مىنمايند او را لجام گسيخته به حال خود رها كنند و از هدف خلقت خود غفلت ورزند، و براى دسته اوّل به سگان پارس كننده و درندگان در پى طعمه، مثل زده است و به مطابقت مثل به مورد تشبيه، وسيله جمله: يهرّ- فرياد مىكند- تا كلمه: صغيرها- كوچكشان- اشاره فرموده است. و صفت فرياد برآوردن، استعاره است براى درآويختن مردم دنيا با يكديگر بر سر دنيا، و همچنين لفظ:
اكل (خوردن) كنايه از غلبه بعضى بر بعضى ديگر است. و براى دسته دوم، به چهارپايان مثل زده است به لحاظ غفلت آنها همچون چهارپايان از هدف اصلى، آن گاه اينان- دسته دوم- را بر دو قسم تقسيم كرده است: بسته و رها و لفظ، معقّله (بسته) را عاريه آورده است از كسانى كه به ظاهر امور شرع و امام عادل تمسّك جستهاند، پس وى آنان را پايبند به ديانت فرموده و بدين وسيله از رها گذاشتن در پيروى از خواستهاى نفس و فرو رفتن در آنها مانع شده است، هر چند خود آنان اسرار شريعت را ندانستهاند، بنا بر اين، آنان در حقيقت همانند گوسفندانى هستند كه چراننده، آنها را بسته است. و به وسيله كلمه: مهملة (رها) اشاره كرده است به كسانى كه در پيروى از خواستهايشان، رهايند و از فرمان امام خود بيرون رفته، به اوامر او پاى بند نشدهاند پس آنان همچون چهارپايانى رها و بىلجامند. و به وجه شبه با اين عبارت اشاره كرده است:
كسانى كه خودشان را گم كردهاند ... تا آخر. و احتمال دارد مقصود از عقول، همان عقل جمع عقال باشد، پس ضمّه اشباع شده، قلب به واو شده است به پيروى از كلمه مجهولها. و احتمال دارد كه مقصود از آن «جمع عقل» به معنى