ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٠ - مقصد اول آن بزرگوار به برخى از انگيزههايى كه او را بر اين وصيت واداشته،
هستى و در تاريكيها خواهى افتاد، و آن كسى كه در اشتباه باشد، قدم در راهى ناآگاه بگذارد و يا حق و باطل را در هم بياميزد، طالب دين به حساب نمىآيد بلكه درنگ و توقّف در اين حال به حقيقت نزديكتر است.
پس اى پسرك من وصيّتم را فراموش مكن و بدان كه مرگ و زندگى در اختيار اوست، او آفريننده، ميراننده و فانى كننده و بازگرداننده است، و براستى كه گرفتارى و عافيت در دست اوست، و دنيا پايدار نيست مگر بر پايهاى كه خداوند بر آن پايه از بخششها، آزمايشها و پاداش اخروى، استوار نموده است و بر روى آنچه او خود خواسته و ما نمىدانيم پس اگر امرى از امور بر تو مشكل شد، بر نادانى خود حمل كن زيرا تو در آغاز آفرينش خود نادان بودى، پس دانا شدى، و چه بسيار چيزها كه تو از آنها آگاه نيستى و انديشهات در باره آن سرگردان و بصيرت تو نسبت به آن ناچيز است، و بعدها راجع به آن بينا گردى، پس چنگ بزن به آفريدگار و روزيبخش و خالق اندام نيكويت. و بايد پرستش و بندگىات براى او و توجهت به او و ترست تنها از او باشد.
و اى پسرك من بدان كه كسى از جانب خدا آن طورى كه پيامبر (ص) پيام آورده است، پيام نياورده است، پس تو او را پيشرو خود بدان، و او را رهبر نجات خود شمار، من از پند و اندرز به تو كوتاهى نكردم، و تو در فكر و انديشه براى خود- هر چند سعى و كوشش كنى- به حدّ فكر و انديشه من براى تو، نمىرسى».
[شرح] در اين بخش چند مقصد است:
(٦٠٤٩١- ٦٠٤٤٠)
مقصد اوّل: آن بزرگوار به برخى از انگيزههايى كه او را بر اين وصيّت واداشته،
اشاره فرموده است: رسيدن آن حضرت به سنّ بالا و احساس افزايش سستى و ضعف، زيرا كه عمر شريفش از شصت تجاوز كرده بود، و لازمه اين حدّ از عمر، ترس از وقوع يكى از خصوصيّات مورد ذكر است، بنا بر اين اقدام به وصيّت فرمود و به سفارش لازم بر او شتافت. كلمه خصالا مفعول به است.
حضرت، سه مورد از آن خصلتها را بر شمرده است: