ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٣٧ - ترجمه
حكومت بر شما باشد، آن حكومتى كه متاع چند روز دنياست كه همچون سراب نابود، و يا چون ابر از هم پاشيده مىشود. در نتيجه از ميان آن همه رويدادها به پا خاستم تا نادرستيها مهار شد و از بين رفت، و كشتى دين آرام گرفت و از تلاطم باز ايستاد.»
و از همين نامه است:
«به خدا قسم، اگر من به تنهايى با آنها [لشكريان معاويه] رودررو شوم در حالى كه آنان همه روى زمين را پر كرده باشند نه باكى خواهم داشت و نه به هراسى مىافتم. و من گمراهيى را كه آنان گرفتار آنند و رستگاريى را كه خود به آن رسيدهام، به چشم خويش مىبينم و از سوى خداى خود بدان باور دارم. و من به ديدار پروردگارم مشتاق، و به جزا و پاداش نيك او اميدوارم، امّا غم من براى آن است كه امر اين امّت را نادانان و بدكارانشان بر عهده گيرند، و مال خدا را بين خود، دست به دست كنند، و بندگان خدا را به صورت غلامان، افراد خوب را به صورت دشمنان، و بدان را دار و دسته و همكار خود قرار دهند. براستى از ايشان كسى هست كه در ميان شما مسلمانان باده گسارى كرد و در باره او حدّى را كه در اسلام تعيين شده، اجرا كردند، و برخى از آنان تا چيزكى بابت اسلام آوردن به آنان عطا نشد اسلام نياورند، پس اگر اينها نبود، من شما را زياد اصرار و سرزنش نمىكردم، و بر جمع شدن و ترغيب شما پافشارى نمىكردم، و اگر زير بار نمىرفتيد و سستى مىكرديد به حال خودتان مىگذاشتم.
آيا نمىبينيد [بر اثر غلبه دشمن] سرزمينتان كم شد و بر شهرهاى شما استيلا يافتهاند و به اموال شما دست يازيدهاند، و در شهر و ديارتان جنگ و ستيز مىكنند. خدا شما را بيامرزد، به پيكار با دشمنتان رهسپار شويد، و زمينگير نباشيد تا به پستى نيفتيد، و به خوارى و ذلّت برنگرديد، در نتيجه پستترين چيز نصيب شما نگردد، براستى حريف جنگ هوشيار و بيدار است، هر كس بخوابد دشمن از