ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٧٧ - شرح
است از كسى كه ستم را با ستمكارى كيفر دهد و «غد» را كنايه از روز قيامت آورده است، و گزيدن دست را كنايه از پشيمانى در اثر كوتاهى در برابر امر خداوند، چنان كه در آيه مباركه آمده است: وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ [١]. و هدف امام (ع) دور داشتن از ستمكارى است.
(٣١٧٣) ١٧٣- امام (ع) فرمود:
الرَّحِيلُ وَشِيكٌ (٧٨٤٦١- ٧٨٤٦٠)
[لغت]
(وشيك): قريب و نزديك
[ترجمه]
«كوچ كردن از دنيا نزديك است».
[شرح]
(٧٨٤٦١- ٧٨٤٦٠) مقصود امام (ع) كوچ كردن از دنيا به آخرت است، سخن در باب موعظه و پند دادن و ترساندن از مرگ است.
(٣١٧٤) ١٧٤- امام (ع) فرمود:
مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ (٧٨٤٦٩- ٧٨٤٦٥)
[ترجمه]
«هر كه به خاطر حق چهره بنمايد و از حق جانبدارى كند [از نظر مردم نادان] به هلاكت افتاده است».
[شرح]
(٧٨٤٦٩- ٧٨٤٦٥) يعنى كسى كه در راه حق، مقابل ديگران بايستد، نزد مردم نادان- به دليل ناتوانى حق از نظر آنها و غلبه محبّت باطل بر دلهايشان- به هلاكت رسيده است. جمله «و ابدى صفحته» كنايه از خود را در معرض قرار دادن و قيام كردن به چنين كارى است. و توضيح مطلب در پيش گذشت.
[١] سوره فرقان (٢٥) آيه (٢٧) يعنى: روزى كه ستمگر دستهاى خود را بگزد.