ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٧٧ - ٣٤٣٠ ٤٣٠ - امام(ع) فرمود
طرفه [١]، پرسيدند: بعد از او چه كسى؟ گفت: پيرمرد، ابو عقيل، يعنى خودش.
(٣٤٢٩) ٤٢٩- امام (ع) فرمود:
أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا- إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا (٨٦٤٤٤- ٨٦٤٢٩)
[لغت]
(لماظة، به ضم لام): باقى مانده غذا در دهان
[ترجمه]
«آيا از آزادگى نيست كه اين ته مانده غذاى دهان را به اهلش واگذاريد؟
براى جانهاى شما بهايى جز بهشت نمىباشد پس آنها را جز به اين بها نفروشيد».
[شرح]
(٨٦٤٤٤- ٨٦٤٢٩) اين كلمه [لماظه] به اعتبار كم ارزشى و ناچيزى دنيا، استعاره از دنياست.
امام (ع) به ترك دنيا دعوت كرده و سپس به وسيله قياس مضمرى از آن جدا ساخته است كه صغراى قياس، عبارت: فانّه ... است، و اين سخن نظير قول خداى تعالى است: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ [٢]. و كبراى مقدر آن نيز چنين است: و هر چه اين طور باشد بهاى جان شما جز آن چيزى نيست بنا بر اين جان خود را به چيزى جز آن نفروشيد.
(٣٤٣٠) ٤٣٠- امام (ع) فرمود:
عَلَامَةُ الْإِيمَانِ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَيْثُ يَضُرُّكَ
[١] طرفة بن العبد (٥٣٨- ٥٦٤)، در بحرين به دنيا آمد، يكى از شعراى جاهليّت و از صاحبان معلّقات سبعه است. او خواهر زاده شاعر ديگرى به نام متلمّس بود، تمام ثروتش را از دست داد و آواره مىزيست پس از مدتى به دربار عمرو بن هند پادشاه حيره پيوست و او را مدح مىگفت تا اين كه پادشاه بر او خشم گرفت و دستور قتل او را داد. ديوانى دارد كه مطلع آن چنين است: لخولة اطلال ببرقة ثهمد تلوح كباقى الوشم فى ظاهر اليد. اعلام المنجد- م.
[٢] سوره توبه (٩) آيه: (١١١): يعنى خداوند جان و مال مؤمنان را به بهاى بهشت خريده است.