ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤٨ - شرح
است يعنى ولايت امر رعيت و اقدام به اصلاح امور دنيا و آخرت ايشان.
(٦٣٨٨٨- ٦٣٨٨٤) ٢- او را از جمله خواص و نديمان خود قرار داده است، و كلمه شعار را به همين منظور استعاره آورده است، از آن رو كه شعار چسبيده به او و همراه جسم و تن اوست.
(٦٣٩٠٥- ٦٣٨٨٩) ٣- او مطمئنترين فرد از كسان وى در نزد او و نزديكترين كس به او بوده است، به دليل يارى و مشورت و سپردن امانت به وى.
مطلب (٦٣٩٤٥- ٦٣٩٠٦) دوم: امام (ع) پس از يادآورى نيكى خود نسبت به او، بديهاى او را نسبت به خود- در فاصله گرفتنش از امام و خوار گذاشتن و خيانت كردنش در مورد امانتى كه در اختيار داشته يادآورى كرده است- آن هم در وقتى كه مىبيند روزگار بر امام سخت گرفته و دشمن رودرروى او ايستاده و كلمه امامت و رهبرى از مسير حقّ خارج شده است تا روشن شود كه او در برابر نيكى امام (ع) ناسپاسى كرده است، تا نكوهش و سرزنش او وجه صحّتى داشته باشد آن گاه او را نكوهش و سرزنش كند، مقصود امام (ع) از اين نكوهش آن است كه وى از راه منحرف گشته و رعايت عدالت را نكرده است.
عبارت امام (ع): تو نسبت به پسر عمويت سپر را وارونه گرفتى، ضرب المثلى است در مورد كسى كه با دوست و برادر خود همراه باشد، بعد نسبت به او تغيير جهت دهد و دشمن او گردد، و اصل اين عبارت براى كسى بوده است كه با برادر خود يكرنگ و موافق بوده و روى سپرش به طرف او بود، و موقعى كه از او جدا و با او در ستيز شد، پشت سپرش را به جانب او گرفت تا خود را از شرّ او حفظ كند. در نتيجه اين عبارت كنايه از دشمنى بعد از دوستى شده است، و براى كسى كه چنين كارى بكند ضرب المثل گشته است.
(٦٣٩٨٢- ٦٣٩٤٦) مطلب سوم: امام (ع) به توبيخ و سرزنش وى مىپردازد و حالت او را در مورد خيانتكارىاش با اين عبارت بازگو مىكند: فلا ابن عمّك ... هذه البلاد، و