ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠٤ - ٢ - عبارت و الله سبحانه القيامة،
(٦٩٤٤٩- ٦٩٤٣٧)
٢- عبارت: و اللّه سبحانه ... القيامة،
با ذكر اين مطلب كه نخستين حكم خداوند ميان بندگانش در باره خونهايى است كه مردم ريختهاند، توجه داده است بر اين كه قتل از ساير گناهان كبيره در نزد خداوند متعال، بزرگتر است، و اين عبارت به منزله صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر چه را كه خداوند نخست در باره آن حكم كند، پس بررسى و توجه به آن لازم، و دورى و اجتناب از آنچه مورد عدم رضاى اوست، واجب است.
(٦٩٤٦٥- ٦٩٤٥٠) بيست و سوم: او را نهى كرده است از اين كه مبادا بنياد حكومت و قدرت خود را با ريختن خونهاى به ناحق استوار سازد، و از اين عمل با عبارت: فانّ ذلك ... و ينقله بر حذر داشته است. كه خود به منزله صغراى قياس مضمرى است، با بيانى كه گذشت، چون ريختن خون به ناحق مستلزم آن سه نوع پيامدى است كه گفتيم، بنا بر اين باعث سستى بنياد قدرت و حكومت بلكه نابودى آن است. كبراى مقدّر قياس نيز چنين است: و هر چه داراى اين ويژگيها باشد اجتناب از آن لازم است.
(٦٩٤٨١- ٦٩٤٦٦) بيست و چهارم: او را از قتل عمد به ناحق منع كرده و به دو جهت او را از ارتكاب چنان عملى بر حذر داشته است:
١- هيچ عذر و بهانهاى در قتل عمد- در نزد خدا و در نزد وى- از او قابل قبول نيست.
٢- ديگر آن كه در قتل عمد، قصاص تن لازم است.
اين دو عبارت، دو مقدمه صغرا براى قياس مضمرى هستند كه كبراى مقدّر آنها چنين است: و هر چه با آن خصوصيات باشد، دورى از آن لازم است.
(٦٩٥١٢- ٦٩٤٨٢) بيست و پنجم: از صفت ناپسند خودخواهى و غرور به هنگام ارتكاب قتل غير عمد و يا افراط در مجازات افراد از طريق زدن با تازيانه و يا دست بر حذر داشته تا مبادا قدرت و خودخواهى مانع پرداخت خونبهايى كه حق آنهاست به