ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٥٢ - شرح
آنها، فاصله مىگيرد و از اهل آنها مىترسد و كنارهگيرى مىكند.
٧- آنان در دنيا با بدنهايشان زندگى مىكنند، اما روانشان آويخته به جايگاه والايى است و شيفته مشاهدات خود از جمال حضرت حق و همراهى با ساكنان عالم بالا و فرشتگان مىباشند. و چون آنان را با ويژگيهاى ياد شده معرّفى كرد، در مقام ستايش ايشان نيز به اين مطلب اشاره فرمود كه اينان به دليل داشتن اين ويژگيها، جانشينان خدا در زمين و داعيان به دين خدايند. آن گاه، آه آه گفت و حسرت برد بر شوق ديدارشان. آه كلمهاى است براى اظهار درد. اصل آن أوه بوده است. و اين بخش از سخنان امام (ع) از فصيحترين عباراتى است كه از آن بزرگوار نقل كردهاند.
(٣١٣٥) ١٣٥- امام (ع) فرمود:
الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ (٧٧٧٧١- ٧٧٧٦٨)
[ترجمه]
«مرد در زير زبانش نهفته است».
[شرح]
(٧٧٧٧١- ٧٧٧٦٨) يعنى حالت شخص در سخن نگفتن او پنهان مىماند، بنا بر اين مضاف [حال] به دليل روشن بودنش حذف شده است و زير زبانش، كنايه از سكوت و خاموشى است. توضيح آن كه ارزش آدمى به مقدار عقل اوست، و مقدار عقل از ارزش سخن گفتن و كلام شخص به دست مىآيد چون سخن است كه دليل عقل مىباشد. پس اگر همچون حكما و دانايان سخن گفت، روشن مىشود كه او هم داناست و اگر همچون نادانان سخن گفت معلوم مىشود كه از آن قبيل است و ما بين اين دو مرتبه مراتب نسبى وجود دارد.