ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٥١ - عبارت و انك و الله الهوينا
بعضى اين عبارت را: يوم اسر اخوك نقل كردهاند، چون عمرو بن ابى سفيان برادر معاويه در روز جنگ بدر اسير شد. بنا بر اين روايت، سخن در جهت يادآورى به معاويه است كه شأن وى و خاندانش اين بوده است كه نخست مىبايست اسير شوند تا اسلام بياورند، پس چگونه با اين وصف، ادعاى هجرت دارند، زيرا رابطه هجرت در اين صورت از ايشان بريده است. و يوم اسر، ظرف براى بريده شدن هجرت نمىشود، زيرا هجرت بعد از فتح مكه منقطع گشته است.
(٧١٣٥٠- ٧١٣٠٣) ٢- امام (ع) در برابر تهديد او، تهديد به مثل كرده است، با عبارت: فان كان ... مقام واحد، و مقصود اين است كه: معاويه، اگر در آمدن نزد من شتاب دارى، به فكر ايمنى جان خود باش، زيرا تو به طرف چيزى مىشتابى كه به ضرر توست و با اين عبارت به وى هشدار داده است: فانّى ... واحد كه به منزله صغرا براى قياس مضمرى است. امّا علّت تمثيل امام (ع) به شعر اين است كه آمدن معاويه را در بين دار و دستهاش به سمت خود به روبرويى با بادهاى تابستانى تشبيه كرده، و خود را نيز به سان بادهاى تابستانى دانسته است و وجه شبه را چنين قرار داده: همان طورى كه بادهاى تابستانى سنگريزهها را برمىدارد و به صورت افرادى كه به سمت باد مىآيند مىزند. امام (ع) نيز در جنگ، با شمشيرها و نيزهها بر چهره آنها مىكوبد، و ما قبلا گفتيم كه امام (ع)، عتبه، جد معاويه و وليد بن عتبه، دائى معاويه و حنظلة بن ابو سفيان برادر معاويه را كشت و كبراى مقدر چنين است: و هر كس چنان باشد، پس بايد از او ترسيد و او را تهديد به جنگ و ستيز نكرد.
(٧١٣٧٤- ٧١٣٥١)
عبارت و انّك و اللّه ... الهوينا
سرزنشى آميخته به تهديد است، و ما در عبارت ما عملت، موصوله است، كلمه اغلف را استعاره از قلب معاويه آورده، دليل استعاره آن است كه قلب وى، وسيله ويژگيهاى جسمانى و پردههاى باطل