ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠٠ - شرح
برابر نفوس، عقل را به مردى كه در جنگ به خاك مىافتد تشبيه كرده است. و همچنين لفظ بروق (درخششها) را استعاره براى آنچه از موارد طمع، آورده است كه در تصوّر انسان مىدرخشد. و بيشتر اوقات علوم و خاطرههاى ذهنى را- به خاطر لطافت و درخشش و سرعت حركت- به برقها تشبيه مىكنند. و اما اين كه كلمه تحت را به كار برده، براى آن است، كه از خصوصيت به خاك افتادنها، پايين بودن است.
(٣٢٠٥) ٢٠٥- امام (ع) فرمود:
لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ (٧٩١٩١- ٧٩١٨٥)
[ترجمه]
«قضاوت از روى بدگمانى، نسبت به كسى كه مورد اعتماد است، از عدالت نيست».
[شرح]
(٧٩١٩١- ٧٩١٨٥) يعنى در مورد كسى كه نزد تو مورد اعتماد و معروف به امانت است، حكم به خيانت از روى گمان، بيرون از عدالت و در شمار صفت ناپسند ظلم و جور است.
(٣٢٠٦) ٢٠٦- امام (ع) فرمود:
بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ (٧٩٢٠١- ٧٩١٩٥)
[ترجمه]
«ظلم بر بندگان خدا بد توشهاى براى سفر آخرت است».
[شرح]
(٧٩٢٠١- ٧٩١٩٥) از آنجا كه ستمكارى صفت بسيار ناپسندى است كه باعث آزردن ديگران مىشود و بدترين شقاوت را در پى دارد، بنا بر اين بد توشهاى است، كلمه زاد استعاره آورده شده است از نظر اين كه انسان اين صفت ناپسند را در جوهر ذات