ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٧ - شرح
[ترجمه]
«مردم دشمنند آنچه را كه نمىدانند.»
[شرح]
(٨٦١٣٨- ٨٦١٣٥) قبلا عين همين عبارت به شماره (١٥٨) گذشت و توضيح داده شد.
(٣٤١٣) ٤١٣- امام (ع) فرمود:
الزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ؟ الْقُرْآنِ؟ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ مَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى الْمَاضِي وَ لَمْ يَفْرَحْ بِالْآتِي- فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ (٨٦١٧٤- ٨٦١٤٢)
[ترجمه]
«تمام پارسايى بين دو كلمه از قرآن است كه خداوند پاك مىفرمايد: لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ [١]، و كسى كه بر گذشته افسوس نخورد، و به آينده شاد نشد، پارسايى را از دو طرف دريافت كرده است.»
[شرح]
(٨٦١٧٤- ٨٦١٤٢) دو موردى كه در آيه ذكر شده است نتيجه پارسايى و اعراض از دنياست و به منزله خاصّه مركبّهاى [٢] است كه لازمه پارسايى است، و براى تعريف پارسايى بدانها اشاره كرده است. و عبارت فقد اخذ الزّهد بطرفيه (پارسايى را از دو طرف گرفته است) كنايه از كامل داشتن پارسايى و كمالات آن است در چنان حالتى، و بديهى است كه وجود چنان ويژگى باعث اعراض از دنيا و خوشيهاى آن از صميم قلب است و زهد واقعى هم همان است.
[١] سوره حديد (٥٧) آيه (٢٣): يعنى: تا هرگز بر آنچه از دست شما رود افسوس نخوريد، و بر آنچه رسيد خوشحال نگرديد.
[٢] خاصه مركبّه نوعى از تعاريف منطقى است كه شامل چند ويژگى معرّف است مانند:
طائر ولود، در تعريف خفّاش- م.