ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥ - ترجمه
اجازه درخواست و دعا داده و خود نيز پذيرش آن را ضمانت فرموده است و تو را دستور داده است از او بخواهى، تا ببخشد، و رحمت و آمرزش بطلبى تا بيامرزدت، و بين تو و خود كسى را حاجب قرار نداده است تا مانع تو شود، و تو را مجبور و ناگزير از آوردن واسطه نكرده است، و در صورتى كه مرتكب گناه شوى مانع بازگشت و توبه تو نيست، و در كيفر و مجازات تو شتاب ندارد، و آنجا كه سزاوار رسوايى بودى، رسوايت نساخته است، و در پذيرش توبه تو سختگيرى نكرده است، و به دليل گناه در تنگنا قرارت نداده و از رحمت خود تو را نااميد نكرده است، بلكه خوددارى تو را از گناه برايت حسنه و نيكى شمرده، و هر كار بدت را يك گناه ولى هر كار نيكت را ده برابر به حساب آورده است، و برايت در توبه و خرسندى را باز نگه داشته است، پس هر گاه او را بخوانى ندايت را مىشنود، و هر گاه با او راز و نياز كنى از راز دلت آگاه است، پس نياز خود را به او عرضه مىكنى و آنچه را در دل دارى برملا مىسازى و از گرفتاريهايت با او درد دل مىكنى و از وى چاره غمهايت را مىطلبى، و در باره كارهايت از او استمداد مىكنى، و از خزانههاى رحمت او كه جز او را توانايى بخشش از آنها نيست- از قبيل فزونى عمر و سلامت بدن و وسعت روزى- درخواست بخشش مىكنى. آن گاه در دستهايت كليدهاى خزانهها را- در مواردى از درخواست تو كه مجازى- قرار مىدهد، پس هر گاه بخواهى به وسيله دعا درهاى نعمتش را بگشايى، و نزول باران رحمتش را بطلبى، با تأخير پذيرش و اجابت درخواست، تو را نااميد نگرداند، زيرا بخشش به اندازه خلوص نيّت است، چه بسا كه تأخير در اجابت باعث عطاى بيشتر و بخشش فزونتر براى آرزومند و درخواست كننده گردد. بسا كه تو چيزى را درخواست كنى و داده نشود و در مقابل بهتر از آن را در دنيا و يا آخرت به تو بدهند، و يا اجابت نمىشود به خاطر آن كه در آن مطلوب، مصلحت تو نبوده و آنچه بهتر بوده به تو مىدهد، چه بسا چيزى را تو درخواست مىكنى كه باعث از بين رفتن دين تو است، پس چيزى را بخواه كه نيكىاش پايدار باشد و تو از رنج آن بركنار باشى، ثروت دنيا براى تو نمىماند و تو نيز براى او ماندنى نيستى.»