ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٤٩ - شرح
فراگيرى دانش به قرار زير اشاره فرموده است:
١- او مورد اطمينان نيست، يعنى آمادگى دارد كه دانش را به نااهلش منتقل كند و آن را در جاى نامناسب به كار برد، و ضمير در عليه به علم برمىگردد.
٢- او ابزار دين، يعنى دانش را براى دنيا به كار مىبندد، مانند كسى كه علم را وسيله كسب قرار مىدهد، و با نعمتهاى الهى، يعنى علم و دانش بر بندگان خدا برترى مىجويد، مانند آن كه به آنها فخر فروشى و بر آنها سيطره جويى مىكند، و با حجتهاى خدا، و آنچه كه مىداند، در برابر اولياى خدا مىايستد و حق را با باطل آميخته مىسازد.
امّا دسته دوم از كسانى كه شايستگى فراگرفتن دانش را ندارند، اشخاصىاند كه پيرو ديگرانند و به اين گروه اشاره فرموده است در عبارت: و منقادا ... شبهة، و منقادا عطف بر لقنا است، و مقصود امام (ع) از انقياد به حق، باور داشتن و تسليم شدن به نحو اجمال است. و با دو دليل بر ناشايستگى اينان اشاره نموده است:
١- نداشتن آگاهى نسبت به همه جوانب و جزئيات دانش.
٢- آتش شكّ و ترديد، در دلش با اوّلين شبههاى كه روبرو مىشود، شعله مىكشد، و اين، به دليل ناآگاهى، و ثابت نشدن ايمان در باطن او، با دليل و برهان روشن است.
(٧٧٦٣٦- ٧٧٦٣١) عبارت: لا ذا و لا ذاك يعنى از حاملان دانش، نه اين دسته شايستگى دارند و نه آن دسته.
(٧٧٦٦٤- ٧٧٦٣٧) امّا دسته سوّم، افرادى هستند كه با عبارت: أو منهوما ... للشّهوة يعنى: غرق در شهوت و ...) اشاره فرموده است.
دسته چهارم، آن گروهى است كه با جمله: «او مغرما بالجمع و الادّخار يا