ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٢ - شرح ٦٥٩١٨ - ٦٥٨٩٥
آنانند. اين سخن به منزله صغراى قياس مضمرى است كه كبراى آن در حقيقت چنين است: و هر كس آن چنان باشد، بايد در برابر نيازمنديها و خواستههاى مردم با انصاف و حوصله رفتار كند.
(٦٥٩٧٥- ٦٥٩٧٠) و از مواردى كه امام (ع) نهى فرموده است شش مورد زير است:
١- مبادا كسى را به خشم آورند، و جلو هدف او بايستند تا او از نياز خود احساس خجلت كند و نااميد شود.
(٦٥٩٨٠- ٦٥٩٧٦) ٢- مانع از رسيدن كسى به نياز خود نشوند و او را باز ندارند.
(٦٦٠٠٦- ٦٥٩٨١) ٣- در وقت گرفتن مال، كسى را مجبور نكنند تا اشياء مورد نياز از قبيل لباس و يا مركب سوارى كه در كار زندگى او مفيد است و يا خدمتكار و غلام خود را به فروش برساند.
(٦٦٠٤٢- ٦٦٠٠٧) ٤- مال [١] كسى را از مردم مسلمان، و يا از اهل كتاب كه با حكومت اسلامى پيمان بستهاند، حق ندارند بگيرند مگر اين كه اسب و اسلحهاى باشد كه بدان وسيله بر اسلام و مسلمين تجاوز كنند، زيرا گرفتن آنها از دست دشمنان واجب و لازم است تا مبادا باعث عزّت و قوّت آنها گردد.
(٦٦٠٩٣- ٦٦٠٤٣) ٥- از نصيحت به يكديگر از خودشان كوتاهى نكنند بلكه بعضى از فرماندهان بعضى ديگر را نصيحت كنند، و هم چنين از خيرخواهى نسبت به سپاهيان و كمك و يارى به رعيّت و تقويت دين خدا مضايقه نكنند، آن گاه به ايشان دستور داده است تا در راه خدا تا سر حدّ توان بكوشند، و از شكر و سپاس نعمت و طاعت خدا آنچه بر گردن آنهاست ادا كنند. و بعد براى وجوب و ضرورت آن با عبارت: فان اللّه ... استدلال كرده است، و آن عبارت به منزله صغراى قياس مضمرى است كه معناى آن چنين است: خداى بزرگ سپاس خود
[١] احتمال مىرود كه در شماره ترتيب اشتباه شده و در متن به جاى (٤)، (٥) آمده باشد- م.