ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٠٠ - شرح
[ترجمه]
«مردم چيزى از امر دينشان را به خاطر رونق دنياشان فروگذار نمىكنند مگر اين كه خداوند بر آنان درى را مىگشايد كه زيانش از آن سود بيشتر است.»
[شرح]
(٧٦٠٦١- ٧٦٠٤٥) چون خواستههاى مردم در دنيا- وقتى كه در دنيا خواهى باز شد- پايان پذير نيست، چون هر خواستهاى خود زمينهاى براى افزون طلبى و زياده جويى دنيا و تحصيل شرايط و لوازم آن مىشود و همچنين دورى انسان از خدا به اندازه نزديكى او به دنيا و آرزوهاى دور و دراز در دنياست، بنا بر اين هر كارى كه در آن سود دنيا با همان هدف دنيايى مورد نظر باشد، وسيلهاى براى گشايش درى از درهاى جستن و آراستن دنيا است، و زيانش از اوّلى بيشتر خواهد بود چون فرورفتگى به دنيا بيشتر و دورى از خدا افزونتر مىگردد.
(٣٠٩٩) ٩٩- امام (ع) فرمود:
رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ لَا يَنْفَعُهُ (٧٦٠٧٤- ٧٦٠٦٥)
[ترجمه]
«بسا دانشمندى كه نادانىاش او را از پاى در آورد و دانشى كه دارد به او سودى نرساند».
[شرح]
(٧٦٠٧٤- ٧٦٠٦٥) مقصود امام (ع)، دانشمندانى است كه از علوم بىفايده مانند جادو و تردستى، بلكه همانند علم نحو و ديگر علوم عقلى بهرهمندند و از قوانين اسلام ناآگاه، و از روى جهل فتوا دهند و يا از حدود الهى تجاوز كنند و مرتكب گناهى شوند، و در نتيجه اين علم باعث هلاكت آنان در دنيا و آخرت گردد، و يا آن علمى كه در آخرت سودى ندارد و باعث ترك علم مهمترى مىشود پس علاوه بر آن كه سودى ندارد و آن دانستنيها او را نجات نمىبخشد بلكه باعث هلاكت وى در آخرت مىگردد.