ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٣ - ترجمه
(ابهّه، و المخيّله): خودبينى (يطامن): آرام مىگيرد (طماح النفس): سركشى نفس.
(طمح البصر): از بالا نگاه كرد (غرب الفرس): تندروى و آغاز دويدن اسب (مساماة): وزن مفاعله از سمّو به معنى بلندى (جبروت): بزرگى زياد (ادحض حجّته): بهانه و حجت او را از بين برد و درهم شكست (تغابى): خود را به نادانى و ناآگاهى زدن (بطانة الرّجل): نزديكان شخص (آصار): گناهان (حفلاتك): نشستهاى تو در مجالس و انجمنها (اطراء): ستايش زياد (زهو): خودبينى (تدريب): عادت كردن (منافثة): گفتگو
[ترجمه]
«پس بدان اى مالك من تو را به شهرهايى فرستادم كه پيش از تو حكومتهاى داد و بيداد را در خود ديدهاند، و براستى مردم همان طور به كارهاى تو مىنگرند كه تو به كارهاى فرمانروايان پيش از خود مىنگرى، و همان را در باره تو مىگويند كه تو در باره آنان مىگويى و به وسيله سخنانى كه خداوند در باره اشخاص با ايمان به زبان بندگانش جارى مىسازد، مىتوان به نيكى نيكوكاران پى برد و استدلال كرد بنا بر اين بهترين اندوختههاى تو بايد عمل صالحت باشد پس بر هواى نفست مسلّط باش و بر نفس خويش در برابر آنچه بر تو حلال نيست سختگير باش، زيرا سختگيرى و بخل نسبت به هواى نفس، عين انصاف و ميانهروى نسبت به خوشايند و ناخوشايند آن است دلت را كانون مهر و محبت رعيّت ساز و با آنها به مهربانى رفتار كن مبادا نسبت به ايشان چون درندهاى خون آشام باشى كه خوردنشان را غنيمت شمرى زيرا آنان دو دستهاند يا برادر دينى تواند، و يا مخلوقى چون تو هستند، لغزشهايى از آنان سر مىزند و نارواييهايى از اجتماع به آنها سرايت مىكند چه به عمد يا به خطا، به خلافى دست مىآلايند.
بنا بر اين تو نسبت به آنان با عفو و بخشش رفتار كن همان طورى كه دوست دارى خداوند با تو به عفو و بخشش رفتار كند، زيرا تو ما فوق آنهايى و فرمانرواى تو