ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥١٥ - شرح
خدا دشمنى كرده و از جمله هلاك شوندگان است و اما صفت ناپسند تندروى و افراط، از آن جهت كه تندروان (غلاة) حضرت على (ع) را از مقام بشرى به مقام خدايى رساندهاند كه كفر صريح است، به هلاكت افتادهاند.
(٣١٠٩) ١٠٩- امام (ع) فرمود:
إِضَاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّةٌ (٧٦٤٧٧- ٧٦٤٧٥)
[ترجمه]
«از دست دادن فرصت مايه غم و اندوه است».
[شرح]
(٧٦٤٧٧- ٧٦٤٧٥) يعنى از دست نهادن كارى كه در وقتى امكان انجام دادن آن را داشته است، باعث تأسف و اندوه است، و اين سخن بدور داشتن انسان از تباهسازى فرصت است به دليل پيامدى كه دارد.
(٣١١٠) ١١٠- امام (ع) فرمود:
مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا- وَ السَّمُّ النَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا- يَهْوِي إِلَيْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ وَ يَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ (٧٦٥٠٠- ٧٦٤٨١)
[ترجمه]
«مثل دنيا مثل آن مارى است كه هنگام دست كشيدن نرم، ولى زهر درون آن كشنده است، شخص مغرور نادان به سمت آن ميل مىكند، امّا عاقل دورانديش از آن دورى مىجويد».
[شرح]
(٧٦٥٠٠- ٧٦٤٨١) امام (ع) دنيا را همانند مارى دانسته است، جهت تشبيه، عبارت: ليّن مسّها ...
است. توضيح آن كه دنيا در نظر بيننده، طعمهاى لذيذ و دسترسى بدان سهل است، در حالى كه دلبستگى بدان و دستيازى بر آن باعث بدبختى اخروى و عذاب دردناك است، بنا بر اين شخص ناآگاه از سرانجام بد آن به طرف آن مىرود، و شخص خردمند آگاه از حال دنيا از آن دورى مىكند، از آنجا كه دست