ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٨٣ - آن گاه به وسيله عبارت و انما يؤتى خراب الارض اهلها
عدل، بدون كم و كاست باشد، و نرخهايى كه نه به فروشنده اجحاف شود، تا اصل كالا از بين برود و نه به مشترى تا اصل سرمايهاش را از دست دهد.
٧- دستور داده تا محتكرين را پس از نهى از كار زشتشان مجازات كند، امّا در مجازات زياده روى نكند.
(٦٨٦٧١- ٦٨٥١٨) دسته هفتم: گروه زيردستان است، و آنها را با ويژگيهايى معين كرده و امر و نهىهايى در باره آنها بيان فرموده است:
امّا ويژگيها:
بيچاره، ناتوان از كسب و كار، تهيدست، نيازمند و گرفتار رنج و زحمتند.
و تمام اينها- هر چند كه بعضى ويژگيها در ضمن بعضى ديگر وجود دارد، جز اين كه امام (ع) بر حسب صفات مختلف- تمام آنها را به جهت توجه زيادى كه به اينان داشته، بر شمرده است، تا مبادا حتى يك مورد آنها را فراموش و سهل انگارى كند.
اما اوامر:
١- مالك را در باره ايشان از خدا ترسانده، و به جنبه حكمتى كه در اين ترساندن وجود داشته با اين سخن اشاره فرموده است: زيرا در ميان آنان افراد نيازمند و محتاج هستند، و اين عبارت: مقدمه صغرا براى قياس مضمرى است كه كبراى مقدر آن چنين است: و هر كه آن چنان باشد، بايد از خدا در باره او ترسيد، و حقى كه از طرف خدا براى او معين شده است بايد حفظ كرد.
٢- بخشى از بيت المال خود و اموالى را كه از راه غلّات زمينهاى غنيمت گرفته شده در هر شهر، وجود دارد، بديشان اختصاص دهد. بيت المال را به وى نسبت داده، از آن رو كه سرپرستى آن را حاكم اسلام بر عهده دارد، و عبارت: فانّ للاقصى ... حقّه اشاره به همان مطلب دارد. كبراى مقدّر اين قياس مضمر چنين است: هر كس در آن شرايط باشد، بايد با پرداخت حق او، رعايت حالش بخوبى بشود.