ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠ - بخش پنجم
شايستهترين و سزاوارترين وجود بدان امور است.
(٦١٠٣٤- ٦٠٩٩٥)
مقصد پنجم: اشاره به برترى پيامبر (ص) بر ساير انبياست،
به خاطر فزونى كه بر آنها در بيان خبر از طرف خداى متعال دارد، و نيز در بيان مطالب حقيقى كه در قرآن مجيد آمده است از قبيل اسرار توحيد، قضا و قدر، و جريان رستاخيز، زيرا هيچ يك از پيامبران پيشين همانند او اين امور را روشن و روان نگفته است، از اين رو هدايت و رهبرى اين امّت به تمام آنچه كه آن بزرگوار از جانب خدا آورده است، كاملتر و جامعتر از رهبرى ساير امّتهاى پيشين است نسبت به آنچه كه پيامبرشان آوردهاند، و شعاع بينش اين امّت گستردهتر و فراگيرتر است.
و هدف از بيان فضيلت پيامبر (ص) در اين جا پذيرفتن روش او و راهنمائىاش در مسير رستگارى در عالم آخرت است. كلمه الرائد را استعاره از پيامبر (ص) آورده است، بدين لحاظ كه او، هر آنچه را كه در آخرت از پاداش و اجر، ماندنى و سعادت جاودانه است، آزموده و امت خود را بدانها بشارت داده است، چنان كه پيشرو قبيله پس از آگاهى از وجود آب و علف، مردم خود را آگاه مىسازد. آن گاه حضرت سخنانش را چنين ادامه مىدهد، وى (على) پيوسته نصيحتگر اوست، و اين كه انديشه و فكر وى (امام (ع)) در باره خودش- هر چند با تلاش و كوشش- همراه باشد باز به پايه تفكرى كه آن حضرت در باره فرزندش دارد نمىرسد. [اين سخن را حضرت فرموده است] تا فرزندش را نسبت به نظريه و پيشنهاد خود قانع سازد. و كلمه نصيحة به عنوان تميز منصوب است.
بخش پنجم
وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ- أَنَّهُ لَوْ كَانَ لِرَبِّكَ شَرِيكٌ لَأَتَتْكَ رُسُلُهُ- وَ لَرَأَيْتَ آثَارَ مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ- وَ لَعَرَفْتَ أَفْعَالَهُ وَ صِفَاتِهِ- وَ لَكِنَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ كَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ- لَا يُضَادُّهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ وَ لَا يَزُولُ أَبَداً وَ لَمْ يَزَلْ- أَوَّلٌ قَبْلَ الْأَشْيَاءِ بِلَا أَوَّلِيَّةٍ- وَ آخِرٌ بَعْدَ الْأَشْيَاءِ بِلَا نِهَايَةٍ- عَظُمَ