ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٦ - شرح
محقّق گرداند، به اين ترتيب كه گمان خير او را در باره خود، با عمل به مرحله باور و تصديق در آورد، مثل اين كه اگر كسى در باره او گمان بخشندگى داشت، به وى بذل و بخشش كند.
(٦٢٤٧٨- ٦٢٤٧٢) چهل و ششم: او را از بد كردن نسبت به اعضاى خانوادهاش منع كرده است [١]. و به وسيله قياس مضمرى او را از اين كار بركنار داشته است كه در حقيقت صغراى آن چنين است: زيرا در اين صورت اعضاى خانواده تو از ديگران- به دليل پيوستگى و نزديكى تو با ايشان- چشم نياز بيشترى به تو دارند.
و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر كس كه چنين باشد، پس او نكوهيده است.
(٦٢٤٧١- ٦٢٤٥٤) چهل و هفتم: مبادا حق برادر دينىاش را- به اعتمادى كه بين آن دو وجود دارد- ضايع گرداند، و اين مطلب را به وسيله قياس مضمرى به اطّلاع او رسانده است كه صغراى قياس، اين جمله امام (ع) است: فانّه ... حقّه، مقصود اين است: حقّ هر كس را كه تو ضايع كنى ناگزير به خاطر تضييع حقّش بايد از تو جدا شود و در نتيجه برادر تو نخواهد بود. و كبراى مقدّر نيز چنين است: و هر برادرى كه به خاطر تضييع حقّش از تو دورى گزيند، سزاوار نيست كه تو حقّ او را ضايع گردانى تا دوستى و برادرى او نسبت به تو در امان بماند، نظير اين مطلب است، جمله زير: تضييع حقوق ديگران باعث اختلاف و جدايى است.
(٦٢٤٨٤- ٦٢٤٧٩) چهل و هشتم: او را از ابراز علاقه نسبت به كسى كه از وى فاصله گرفته است منع كرده است، و مقصود از كسى كه فاصله گرفته است آن شخصى است كه جايى براى سازش نگذاشته و شايستگى براى دوستى ندارد، بديهى است كه او دوست ديرين نبوده است، اگر نه مطالب قبل و بعد در سخنان امام (ع)- كه
[١] با اين كه مطلب شماره بعدى (٤٧) در متن وصيّت امام (ع) مقدّم بر اين مطلب بود، لفّ نشر مشوش آورده است- م.