ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٥ - شرح
(٦٢٤٢٨- ٦٢٤٢١) چهل و سوم: او را سفارش كرده است تا نسبت به دشمنش به طريقى كه مقرون به فضيلت است، برخورد كند و او را به بهترين طريقى كه لازمه يكى از دو پيروزى [انتقام- گذشت] مىباشد توجه داده است، زيرا پيروزى دو راه و دو وسيله دارد: يكى ترساندن و به زانو در آوردن دشمن از راه زور و چيرگى كه بسيار روشن است. و راه دوم: اظهار علاقه و لطف بر اوست به طورى كه او را رام سازد و بدان وسيله به موافقت خود در آورد.
عبارت: زيرا آن شيرينترين نوع از دو پيروزى [انتقام- گذشت] است، صغراى قياس مضمر است، و كبراى مقدّر نيز چنين است: و هر چه كه يكى از دو پيروزى بر آن صدق كند، سزاوار انجام دادن است.
(٦٢٤٤٦- ٦٢٤٢٩) چهل و چهارم: به فرزندش دستور داده است كه اگر خواست از برادر دينىاش ببرد، به مقدارى راه دوستى را باز نگه دارد، و به طور كلى از او نبرد. او را به وسيله قياس مضمرى بر اين مطلب آگاه ساخته است كه به صغراى آن با اين عبارت اشاره فرموده است: بتواند روزى از آن راه برگردد، يعنى اگر تمايل به بازگشت پيدا كرد بتواند برگردد. و در حقيقت كبراى آن نيز چنين است: پس لازم است از هر راهى كه بايد از آن برگردد مقدارى براى خود باز نگه دارد. اين سخن نيز نظير آن است: دوست خود را به اندازهاى دوست بدار كه زياده روى در آن نباشد، شايد روزى از روزها با تو دشمن گردد، و دشمنت را در آن حدّ دشمن بدار كه شايد روزى دوست تو گردد [١]. و اين سخن ديگر نيز بدان مضمون است: هرگاه به دوستى كسى ميل كردى زيادهروى مكن و اگر ترك دوستى گفتى باز در دشمنى تندرو مباش! (٦٢٤٥٣- ٦٢٤٤٧) چهل و پنجم: گمان كسى را كه به او گمان خير و نيكى داشته باشد،
[١] اين سخن از جمله سخنان امام على (ع) و حكمت ٢٦٠ از حكم آن بزرگوار در نهج البلاغه آمده است. م.