ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٧٦ - بنا بر اين عبارت لا قوام الخراج،
انجام وظايفى كه به عهده دارند، و مداراى با مردم، مىگردد. عبارت مذكور صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است: و هر چه بر اين منوال باشد انجامش لازم است.
پنجم: آن كه خود را از خيانت يار و ياورانى كه از جمله كاركنان هستند، دور نگه دارد، او را با اين عبارت: فان احد منهم بسط ... التّهمة، به روشى كه شايسته است آنها را ادب كند و سنّت الهى را در باره آنها اجرا نمايد، راهنمايى فرموده است.
كلمه: «تقليد» را استعاره آورده است، براى آويختن ننگ تهمت به گردن او، از آن جهت كه تهمت همچون شعارى محسوس (يوغى) به گردن مىافتد.
و عبارت در نهايت رسايى و روانى است. ميزان اين مجازات بر حسب عرف و نظر امام، و يا شخص منتخب او تعيين مىشود.
(٦٨١٨٨- ٦٨٠٢٨) دسته چهارم ماليات دهندگان است، امام (ع) در باره آنان اوامرى به شرح زير صادر فرموده است:
اوّل: مسأله ماليات آنها را بررسى كرده- و در مواردى كه شرح مىدهد- طورى رفتار كند كه به نفع و مصلحت ماليات دهندگان تمام شود.
آن گاه به جنبه مصلحت ماليات دهنده با قياس مضمرى اشاره فرموده است كه صغراى آن، عبارت: فانّ صلاحه ... الّا بهم است. و با عبارت: لا صلاح لمن سواهم الّا بهم، يعنى آسايش ديگران ميسر نيست مگر به وسيله ماليات دهندگان، به منظور تأكيد توجه داده است كه آسايش ديگران جز به وسيله آنان ميسر نيست.
و كبراى مقدّر نيز چنين است: و هر كس كه آسايش مردم جز به وسيله او ميسر نگردد، توجّه به كارهاى او و بررسى حالات وى لازم است. و بعد در توضيح صغراى قياس فرموده است: چون مردم همه مرهون ماليات و ماليات دهندگانند، و اين مطلب امروز براى ما روشن است.