ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٧٤ - بنا بر اين عبارت لا قوام الخراج،
اصل مهم كار است از همين جا شروع كرده است.
٢- از اهل شرم و حيا باشد، نه آن چنان كه در كمرويى در حدّى باشد كه آلت دست ديگران گردد- كه طرف تفريط است- در نتيجه به وسيله او حقوق و منافع اشخاص را از بين ببرند، و نه به مرز بىحيايى برسد، كه موضع افراط است، و باعث بىاعتبارى او نزد مردم و نفرت دلها از وى شود.
٣- از اعضاى خانوادههاى خوشنام و پيشقدم در اسلام باشند، در اين عبارت كنايه از خانوادههاى با سابقه در ديانت و خوبى است، كه ريشهدار در اين امورند. و به دليل مصلحت و حكمت در به كار گماردن كسانى با اين ويژگيها با اين عبارت اشاره فرموده است: فانّهم ... نظرا، توضيح آن كه شرم و حيا و درستى و اصالت خانوادگى و پيشقدم بودن در اسلام، باعث بزرگوارى و حفظ نواميس از تعرض ديگران، و كم اعتنايى و بىتوجهى به چشم اندازهاى دنيوى مىگردد، و همچنين آزمودگى باعث تيزبينى و دور انديشى در باره نتايج و پيامد كارها مىگردد. اين عبارت به منزله صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است: و هر كس چنان باشد، شايستهتر براى واليگرى و كارمندى است.
اما دستورها:
اول آن كه در اعمال كاركنان دقت كند، تا پس از آزمون و بررسى آنها را به كار گمارد و آنها را معامله گرانه و از روى هواى نفس مشغول كارى نكند، مثل اين كه در برابر تقاضاى مقام و رياست چيزى به او بدهند و در مقابل، ايشان را به شغلى بگمارد و بدون هيچ مشورتى در اين باره به ميل خود عمل كند، زيرا اين بىحسابى و به ميل خود رفتار كردن- چنان كه در بعضى نسخهها به جاى ضمير، اين كلمات عينا آمده است- رشتههايى از ستمكارى و خيانت است: امّا ستمكارى، از آن جهت است كه رفتار آن چنانى، انسان را از عدالت لازمى كه از