ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٢ - ترجمه
(٨٣٢٧٨- ٨٣٢٦٩) ١٣- هر كس مرگ را زياد ياد كند، به اندك دنيا دل خوش دارد. زيرا هدف از فزون خواهى بهرهبردارى و كامجويى از دنياست و ياد مرگ، اين كامجويى را در هم شكسته و تلخ مىكند.
(٨٣٢٩٠- ٨٣٢٧٩) ١٤- و هر كس بداند كه گفتارش برخاسته از رفتار اوست، جز در موارد لزوم، سخن اندك گويد، توضيح آن كه آگاه بر اين مطلب، چنين قياسى را ترتيب مىدهد: گفتار، خود عملى است، و هر عملى مورد مؤاخذه قرار مىگيرد كه چرا بيهوده بوده است، پس نتيجه مىگيرد كه گفتار اگر بىهدف باشد مورد مؤاخذه است، و اين باعث مىشود كه بر سخن لازم بسنده كند.
(٣٣٣١) ٣٣١- امام (ع) فرمود:
لِلظَّالِمِ مِنَ الرِّجَالِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ- يَظْلِمُ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِيَةِ- وَ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَةِ وَ يُظَاهِرُ الْقَوْمَ الظَّلَمَةَ (٨٣٣١٠- ٨٣٢٩٤)
[ترجمه]
«مردم ستمگر سه علامت دارند: به كسى كه ما فوقشان است با نافرمانى ستم مىكنند، به كسى كه زير دستشان است، با زور ستم مىورزند، و به ستمگران كمك مىكنند.»
[شرح]
(٨٣٣١٠- ٨٣٢٩٤) امّا ستم به بالا دست، نافرمانى خدا و تجاوز از حدود عادلانه الهى است، مورد دوم لازمه مورد اوّل و دومى پيامد دو مورد اول و دوم است.
(٣٣٣٢) ٣٣٢- امام (ع) فرمود:
عِنْدَ تَنَاهِي الشِّدَّةِ تَكُونُ الْفَرْجَةُ- وَ عِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ يَكُونُ الرَّخَاءُ (٨٣٣٢٥- ٨٣٣١٤)
[ترجمه]
«به هنگام نهايت سختى گشايش و در وقت تنگناى حلقه گرفتارى، آسايش فرا مىرسد».