ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٤٣ - شرح ٧١٠٩٦ - ٧١٠٤٤
٢- چون امام (ع) در پيكار خود بر حق بود، منع ابو موسى از يارى مردم به او به دليل ناآگاهىاش نسبت به موقعيت امام (ع) و ضرورت كمك به وى بوده است و زيان و ضرر سخن جاهلانه به گوينده آن برمىگردد.
٣- ابو موسى در اين سخن به تناقضگويى پرداخته و سخن خويش را نقض كرده است، زيرا از يك طرف از ورود در فتنه و همكارى با مردم در هنگام فتنه نهى كرده و خبرى را نقل كرده كه در چنان موقعيتى ضرورت خوددارى از فتنه را مىطلبد، در حالى كه او فرمانروايى بود كه در مخالفت با مقام ولايت سخن مىگفت، و اين عمل متناقض به زيان او بود، نه به سود او.
(٧١١٠١- ٧١٠٩٧) آن گاه امام (ع) در وقت فرستادن پيك خود به نزد وى، اوامرى چند از راه هشدار و تهديد صادر فرمود:
١- دامن به كمر بزند و كمربندش را محكم ببندد، و اين دو جمله كنايه از آماده شدن براى اجراى فرمان قطعى و سرعت در كار است.
(٧١١٠٥- ٧١١٠٢) ٢- از لانهاش بيرون بيايد، مقصود امام (ع)، بيرون آمدن وى از شهر كوفه است. و كلمه: جحر (لانه) را به ملاحظه همسانى وى با روباه و نظاير آن، استعاره آورده است.
(٧١١٤٥- ٧١١٠٦) ٣- بخواند: يعنى سپاهيانى را كه همراه اوست بسيج كند، و آنها را به خروج از كوفه بخواند. عبارت: فان حقّقت يعنى: حقيقت امر مرا باور داشتى و دانستى كه من بر حقّم، پس به طرف من بيا. يعنى آنچه دستور مىدهم اجرا كن، و اگر سستى كردى: يعنى اگر بيمناك بودى و از اين كار و شناخت آن عاجز بودى، خوددارى كن. سپس به فرض خوددارى، او را تهديد كرده و سوگند ياد كرده است كه هر جا باشد، كسانى به سراغ او خواهند رفت و او را به حال خود نخواهند گذاشت، تا خوب و بد، گداخته و ناگداخته او را به هم مخلوط كنند. و اين دو عبارت دو مثلند، كنايه از اين كه در آرامش او خلل وارد كنند و خاطرش را