ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥٥ - ترجمه
به وى- باعث جوشش غيرت و خشم او مىشود و خود را به وادار به يافتن كار مهمترى مىكند تا بدان وسيله بر آن مردم دست يابد و بر آنان مسلّط گردد، تا ايشان را درهم شكند و مجازاتشان كند. مانند اين كه زمام حكومت را به دست بگيرد و يا چيزى نظير آن، از اين رو لازم است با توجّه به او و نيازهايش به گرفتارى و رفع نيازمندىاش از حمله وى حذر كرد و از آن دورى جست.
مقصود از سيرى شخص فرومايه توانگرى و بىنيازى اوست و آن نيز باعث استمرار وى در فرومايگى است كه اقتضاى طبع اوست، و سير بودنش باعث تأكيد اين ويژگى است، امّا گرسنگى او چه بسا كه باعث دگرگونى خلق و خوى او شود و براى هدف خاصى از فرومايگى دست بردارد. دوام پستى فرومايگان سير برخاسته از طبع پست آنهاست و باعث آزردن زيردستان و مردمى است كه به آنان نيازمندند، بنا بر اين بايد از حمله آنان بيمناك بود و در صورت امكان موجبات سيرى ايشان را از بين برد.
(٣٠٤٣) ٤٣- امام (ع) فرمود:
قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِيَّةٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ (٧٤٥٦٨- ٧٤٥٦٢)
[ترجمه]
«دلهاى مردم رمنده است، هر كس آنها را به دست آورد به وى رومىآورند».
[شرح]
(٧٤٥٦٨- ٧٤٥٦٢) امام (ع) وحشت را در اينجا اصل قرار داده است، بدان جهت كه انس و الفت امرى اكتسابى است، وحشت، آن نامأنوسى و بيگانگيى است كه درخور آشنايى و انس و الفت است. معناى عبارت روشن است.
(٣٠٤٤) ٤٤- امام (ع) فرمود:
عَيْبُكَ مَسْتُورٌ مَا أَسْعَدَكَ جَدُّكَ (٧٤٥٧٦- ٧٤٥٧٢)
[ترجمه]
«عيب تو از ديد مردم پنهان است، تا وقتى كه نيك بختى يار تو است».