ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٣ - شرح
عبرتى است براى كسى كه در صدد عبرت گرفتن است، و كمال گواهى به وجود آفريدگار حكيم آنهاست. و هر كسى كه در اجزاى بدن انسان دقت كند، دلايلى از حكمت خداوندى را مشاهده مىكند كه انديشه انسان مات و مبهوت، و عقل حيران و سرگردان مىشود.
امام صادق (ع) آيه مباركه: يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ [١] را قرائت فرمود، آن گاه گفت: چگونه ناتوان و ضعيف نباشد كه به وسيله يك پيه مىبيند، و با استخوانى مىشنود و توسط گوشتى سخن مىگويد؟ در چهار مورد امام (ع) رعايت سجع متوازى را نيز كرده است.
(٣٠٠٤) ٤- امام (ع) فرمود:
إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ (٧٣٣٥١- ٧٣٣٣٧)
[ترجمه]
«هر گاه دنيا به كسى روآورد نيكيهاى ديگران را به او عاريه مىدهد و هرگاه از وى روى برگرداند نيكيهاى خودش را نيز از او مىستاند».
[شرح]
(٧٣٣٥١- ٧٣٣٣٧) مقصود امام (ع) آن است كه هرگاه دنيا براى فراهم آوردن وسايل خوشبختى دنيوى، با جاه و مال بر گروهى روآور شود، مردم به آنها توجّه پيدا مىكنند و به خاطر علاقه و دلبستگى به دنيا، با هر وسيله ممكن به ايشان نزديك مىشوند، و اينان در نظر مردم خوب جلوه مىكنند، در نتيجه اوصاف خوبى را كه در ديگران است- هر چند كه در حقيقت آن طور نيستند- براى آنها به عاريه مىگيرند، به طورى كه نادان را به داشتن علم، و اسرافكار را به داشتن سخاوت، و
[١] سوره نساء (٤) آيه (٢٨) يعنى: و انسان ضعيف آفريده شده است.