ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٦٠ - شرح
(٣٠٥٣) ٥٣- امام (ع) فرمود:
اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ (٧٤٦٨٢- ٧٤٦٧٧)
[ترجمه]
«زبان را اگر به حال خود رها كنند، چون درندهاى است كه مىگزد».
[شرح]
(٧٤٦٨٢- ٧٤٦٧٧) كلمه سبع را از آن رو براى زبان استعاره آورده است كه اگر آن را از كنترل عقل آزاد كنند، سخنى خواهد گفت كه مانند درندهاى يله و رها، باعث نابودى صاحبش مىگردد.
(٣٠٥٤) ٥٤- امام (ع) فرمود:
الْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ حُلْوَةُ اللَّسْبَةِ (٧٤٦٨٩- ٧٤٦٨٦)
[ترجمه]
«زن همچون كژدمى است كه گزيدنش شيرين است»
[شرح]
(٧٤٦٨٩- ٧٤٦٨٦) در مورد كژدم گزيدنش را لسبه گويند و كلمه عقرب را با صفت مزبور از آن جهت استعاره از زن آورده است كه كار زن آزردن است، امّا آزارى آميخته با لذّت بطورى كه شخص احساس اذيت نمىكند، مانند اذيت و آزارگرى كه آميخته با لذّتى كه ناشى از خارش آن است.
(٣٠٥٥) ٥٥- امام (ع) فرمود:
الشَّفِيعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ (٧٤٧١٨- ٧٤٧١٦)
[ترجمه]
«واسطه در كار به منزله پر و بال كسى است كه در پى حاجتى است».
[شرح]
(٧٤٧١٨- ٧٤٧١٦) كلمه جناح را از آن رو كه شخص واسطه همچون بال پرنده وسيله رسيدن طالب، به مقصود خود مىباشد، استعاره آورده است.