ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٦٦ - ترجمه
بندگى كرده است».
[شرح]
(٧٨٢٤٣- ٧٨٢٣٥) مقصود امام (ع) اداى حق در بين دوستان است. براستى كه چنين است، زيرا اداى حق كسى كه رعايت حقش را نمىكند، نه به خاطر سودجويى و نه به دليل دفع زيان او است، بلكه به خاطر خود او، و يا ترس از او، و يا به اميد طمعى از اوست كه همه اينها شكلى از بندگى است [١].
(٣١٥١) ١٥١- امام (ع) فرمود:
لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ (٧٨٢٥٢- ٧٨٢٤٧)
[ترجمه]
«آنجا كه معصيت خدا باشد، پيروى از مخلوق روا نيست».
[شرح]
(٧٨٢٥٢- ٧٨٢٤٧) مانند وضو با آب غصبى و نماز در خانه غصبى. و نفى در چنين مواردى بر نفى جواز اطاعت حمل شده است، همان طورى كه از امام، على (ع) و از اهل بيت (ع) نقل كردهاند. امّا به عقيده شافعى در چنين موردى طاعت صحيح است و نفى براى فضيلت آن است.
(٣١٥٢) ١٥٢- امام (ع) فرمود:
لَا يُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِيرِ حَقِّهِ إِنَّمَا يُعَابُ مَنْ أَخَذَ مَا لَيْسَ لَهُ (٧٨٢٦٧- ٧٨٢٥٦)
[ترجمه]
«هر كس در باره حق خود كوتاهى كند قابل سرزنش نيست، آن كسى سزاوار سرزنش است كه حق ديگران را غصب كند».
[١] بعضى از شرّاح مثل ابن ابى الحديد به جاى «عبده» عبّده، به تشديد ضبط كردهاند كه در معنى مناسبتر است، يعنى كسى كه چنين رفتارى بدون چشمداشت بكند، طرف را بنده خود ساخته است. م.