ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠١ - ١ - جمله فانه الاشقى
بر حذر بودن از او لازم و واجب است.
(٦٩٣٠٨- ٦٩٢٣٨) هيجدهم: به او امر كرده كه چنانچه بين او و دشمنش پيمان بسته شد به پيمان خود وفادار باشد و امانتى را كه بر عهده گرفته است رعايت كند و خود را همچون سپر دفاعى براى پيمانى كه بسته است قرار دهد، يعنى به قيمت جان خود- هر چند به ضرر او باشد- از آن دفاع كند كلمه «اللبس يعنى پوشش» را استعاره آورده است براى وارد شدن دشمن زير پوشش امنيت، نظر به شباهتى كه پوشش امنيت به پيراهن و امثال آن دارد. و همچنين كلمه: «الجنّة» يعنى سپر را استعاره براى جان وى آورده است، از نظر شباهتى كه جان او در نگهبانى به سپر و نظير آن دارد. و بر اين وفادارى به دو دليل كه عبارت زير مشتمل بر آنهاست او را وادار نموده است: فانّه ... الغدر.
١- براستى كه مردم- با همه اختلاف نظر و افكار گوناگون خود- بر هيچ واجبى از واجبات الهى اين قدر اهميت نمىدهند.
٢- حتى مشركان پيش از اسلام به وفاى عهد پايبند بوده و پيامد نادرست پيمانشكنى و فريبكارى را ناگوار مىدانستند.
دو جمله ياد شده دو مقدمه صغرا براى قياس مضمرى هستند كه كبراى مقدّر آنها چنين است: و هر چه كه آن طور باشد پايبندى و نگهدارى آن لازم و ضرورى است.
آن گاه با نهى از خيانت در عهد و پيمان و پيمانشكنى، و فريفتن دشمن با بستن پيمان و بعد گول زدن او مطلب را مورد تأكيد قرار داده است. و به دو جهت از پيمانشكنى بر حذر داشته است:
(٦٩٣١٦- ٦٩٣٠٩)
١- جمله: فانّه ... الاشقى
به منزله صغراى قياس مضمرى است كه خلاصه آن چنين مىشود: زيرا كسى كه بر خدا گستاخى كند بيچاره و بدبخت است، و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: هر پيمانشكن و فريبكارى گستاخ