ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٩٩ - عبارت و لا تقطعن مشترك،
انگيزههاى ياد شده است، زيرا واگذار كردن قطعه زمينى به يكى از آنها و به طمع واداشتن وى- در فراهم آوردن زمين و باغ- بر ضرر رساندن به همسايگان در آب، و يا در كار مشترك با مردم مانند عمران و آبادانى، موجب مىشود كه هزينه آن را بر ديگران تحميل كند، اينها انگيزههاى صفات ياد شده از انواع زحمت هستند، و قهرا از ميان برداشتن اينها در گرو بركندن ريشههاى آنهاست.
آن گاه از انگيزههاى زحمت بر مردم، به دليل پيامدهاى ناروا كه براى حاكم دارد او را بر حذر داشته است، پيامدهايى از قبيل گوارايى آن كارها براى ايشان نه براى او، و باقى ماندن ننگ آن در دنيا و آخرت براى او، و همين عبارت به منزله مقدمه صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است: و هر چه كه گوارائىاش براى ديگران و ننگش براى تو باشد، انجامش بر تو روا نيست.
(٦٩١٤٩- ٦٩١٢٧) سيزدهم: حق را در باره همه افرادى كه سزاوار آنند، چه دور و چه نزديك اجرا كند و اگر در اثر اجراى حق، احتمالا به خويشاوندان و نزديكانش مرارت و تلخى برسد، او به خاطر دستاوردى كه باعث قرب به خدا و تنها براى رضاى اوست، بردبار و شكيبا باشد، هر چند كه از اجراى حق به خويشان و نزديكانش، به اقتضاى شريعت، برسد آنچه بايد برسد. و او در «و لكن» براى حال و «واقعا» نيز حال است و عامل حال فعل: «و الزم» مىباشد.
(٦٩١٦٠- ٦٩١٥٠) چهاردهم: نتيجه اين اجراى حق را با همه سنگينى كه براى او- در مورد نزديكان خود- دارد- در نظر بگيرد. گويا وى با اجراى حق، سرانجام از آسيب دنيا و عذاب آخرت ايمن مىگردد. و به اين كار او را چنين تشويق كرده است: زيرا پيامد آن اجراى حق پسنديده است، يعنى همان عافيت و ايمنى و بالأخره، سعادت جاويد، كه خوش و پسنديده است. و همين عبارت مقدمه صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است: و هر چيزى كه پيامدى خوش و پسنديده داشته باشد، علاقهمندى به انجام آن ضرورى است.