ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٤ - مقصد دوم به برترى خويشتن و كمالات علمى خود پرداخته است
رأيت محذوف است و در تقدير كلمه: انفع و اصلح است، تقدير عبارت چنين است: و رأيت حيث عنانى من امرك ما يعنى الوالد الشّفيق من امر ولده من النظر فى مصالحه و الاهتمام باحواله و ما صمّمت عزمى عليه من تأديبك، ان يكون ذلك التأديب حال اقبال عمرك حال كونك ذانيّة سليمة من الامراض النّفسانية و الاخلاق الذّميمة، و كونك ذا نفس صافية من كدر الباطل و ان ابتدئك بتعليم كتاب اللّه و تأويله و ما يشتمل عليه من شرايع الاسلام [يعنى قوانين اسلام] و احكامه و حلاله و حرامه، و اقتصر بك على ذلك كما اقتصر عليه كثير من السّلف.
(٦٠٧٢٢- ٦٠٦٧١) و عبارت: «ثمّ اشفقت عطف بر رأيت است، يعنى چنين مصلحت ديدم كه اكتفا به آموزش قرآن كنم و به چيز ديگرى از علوم عقلى نپردازم، و آنگهى ترسيدم آن چيزهايى كه مردم از روى هوا و هوس و افكار خود در آنها اختلاف نظر دارند، همان طور كه بر آنها امر مشتبه شده است براى تو نيز مشتبه گردد، در نتيجه، استوار ساختن آن:- يعنى آنچه كه مردم در باره آن اختلاف نظر دارند، چون ميل نداشتم تو گرفتار چنان اشتباهى شوى [١] محبوبتر بود نزد من از واگذاشتن تو با امرى كه از هلاكت و تباهى دين تو در آن آسوده خاطر نيستم، و اين همان چيزى است كه مردم در باره آن اختلاف دارند يعنى مسائل عقلى خدا شناسى كه اشتباه حق و باطل در اين موارد براى مردم فراوان است و شبهات مغالطه آميزى را در پى دارد، كه احتمال خطر و انحراف از راه حق به راه هلاكت در آن مىرود. و استوار كردن اين امر عبارت است از بيان دليل و برهان در باره آن و نشان دادن راه نجات از شبهه باطل و نيز از اختلاط حق و باطل.
و جمله و رجوت ان يوفقّك عطف بر اشفقت است، و ضمير مجرور به
[١] احتمالا به جاى كلمه تنبهك، در متن وصيّت در اين جا غلط چاپى «شبهك» آمده باشد!- م.