ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٥٧ - شرح
كه باعث ناخشنودى او از مرگ است، يعنى زيادى گناهان، پايدار است، بنا بر اين، اين پايدارى بر گناه مانند نقضى است بر ناراضى بودن او از مرگ، بعلاوه، اين ادامه گناه باعث عذاب اخروى است.
١٢- جمع كردن ميان پشيمانى- در حال بيمارى، نسبت به تقصيرى كه در برابر امر خدا داشته، و بين سرگرم بودنش به لذّت، در حال آسايش، كه اين نيز چيزى مانند تناقض است.
١٣- دچار خودخواهى شدن به هنگام تندرستى كه خودخواهى از صفات نابود كننده است.
١٤- نااميدى در هنگامى كه پروردگارش او را گرفتار سازد و يأس از رحمت خدا، و اين نيز چنان است كه خداوند متعال مىفرمايد: يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ [١] ١٥- جمع كردن بين درخواست از خدا، به هنگام نزول بلا از روى ناچارى و بين روگرداندن از خدا و فريفتگى به دنيا در وقت خوشى، كه اوّلى صفت ناپسند افراط و دومى صفت ناپسند تفريط است.
١٦- جمع كردن بين تسلط بر هواى نفس و رام ساختن آن، در مواردى از امور دنيايى كه در آنها فايدهاى را گمان مىبرد و تسلط نداشتن بر نفس و رام نشدن آن در مواردى كه به پاداش اخروى و يا عذاب آن يقين دارد. از اين رو او را وادار بر عمل براى خدا نمىكند، كه خود از نظر عقل نادانى و ديوانگى است.
١٧- جمع كردن ميان ترس براى ديگران به خاطر گناهانشان در حالى كه از گناهان خود او كمتر است، و اميد پاداش بيشتر براى آنچه در برابر عملش استحقاق دارد. در صورتى كه حق آن است كه به خاطر فزونى گناهانش بر خود
[١] سوره يوسف (١٢) آيه (٨٧) يعنى: همانا نااميد نمىشوند از خداوند مگر كافران.