ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥٧ - شرح
سخاوت نيست و امام (ع) براى اثبات اين مطلب دو دليل ذكر كرده است:
١- شرم از درخواست كننده و يا از مردم، شخص را به بخشش وامىدارد.
٢- رهايى از نكوهش درخواست كننده، كه سماجت مىكند و او را بخيل مىخواند و نظير اينها.
(٣٠٤٧) ٤٧- امام (ع) فرمود:
لَا غِنَى كَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ كَالْجَهْلِ- وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ (٧٤٦١٨- ٧٤٦٠٤)
[ترجمه]
«توانگريى چون خردمندى، و تنگدستيى همچون نادانى، و ميراثى مانند ادب، و پشتوانهاى به سان مشورت با ديگران وجود ندارد».
[شرح]
(٧٤٦٠٦- ٧٤٦٠٤) ١- هيچ توانگرايى مانند خردمندى نيست، چون در سخنان پيش گذشت كه آن بىنيازترين بىنيازى است و هيچ بىنيازى چون آن نيست.
(٧٤٦١٠- ٧٤٦٠٧) ٢- هيچ تنگدستى چون نادانى نيست و اين نيز بدان جهت است كه قبلا گذشت كه بزرگترين بيچارگى نادانى است مقصود از جهل در اين جا چيزى است كه مقابل عقل بالملكه است. يعنى حماقت و يا چيزى كه ملازم آن است.
(٧٤٦١٤- ٧٤٦١١) ٣- هيچ ميراثى مانند ادب نيست، ادب عبارت است از آراستگى به اخلاق پسنديده، و اين از هر ارثيهاى- مال و اندوخته- بهتر است.
(٧٤٦١٨- ٧٤٦١٥) ٤- هيچ پشتوانهاى همچون مشورت وجود ندارد. نتيجه مشورت بيشتر وقتها، انديشه درست در كار مورد نظر انسان است، و انديشه درست در تدبير امور، سودمندتر از قدرت و افراد زياد است چنان كه ابو الطّيّب مىگويد: انديشه، مقدم بر دلاورى دليران است ... مسلما در ميان چيزهايى كه انسان براى به دست آوردن مصالح امور از آنها استمداد مىكند چيزى بهتر از مشورت وجود ندارد.