ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٥٨ - شرح
[ترجمه]
«مردم در هيچ مورد نگفتند، خوشا به حالش، مگر آن كه روزگار، روز ناخوشى را برايش مخفى داشت».
[شرح]
(٨١٧٣٥- ٨١٧٢٢) يعنى مردم چيزى را در دنيا تحسين نكردند، مگر اين كه روزگار زمينه نابودى آن را براى روزى فراهم كرد و هر بالقوّهاى ناگزير از رسيدن به فعليّت است.
(٣٢٧١) ٢٧١- از امام (ع) راجع به قدر سؤال شد، آن بزرگوار فرمود:
طَرِيقٌ مُظْلِمٌ فَلَا تَسْلُكُوهُ- وَ بَحْرٌ عَمِيقٌ فَلَا تَلِجُوهُ- وَ سِرُّ اللَّهِ فَلَا تَتَكَلَّفُوهُ (٨١٧٥٤- ٨١٧٤١)
[ترجمه]
«راهى است تاريك، آن را نپيماييد، و دريايى است عميق، در آن وارد نشويد و راز نهفته الهى است، خود را در باره آن به زحمت نيندازيد».
[شرح]
(٨١٧٥٤- ٨١٧٤١) پرسش از حقيقت قدر و چگونگى انجام كارها بر طبق آن است، و اين مسأله از جمله مسائل علم الهى است، و جاى اشتباه بزرگ بين حكما و متكلّمين است، و ما آنچه درست بود پيش از اين، در اين باره توضيح داديم، و به خاطر دشوارى مطلب، فرو رفتن در آن، جاى گمراهى و سرگردانى در درياى بىكران است، و از اين رو امام (ع) از فرو رفتن در آن به وسيله سه قياس مضمر منع كرده است:
١- راهى است تاريك، كبراى مقدّر چنين است: و پيمودن راههاى تاريك روا نيست و نتيجه مىگيرد: آن را نپيماييد. كلمه: المظلم را براى چنان راهى از آن جهت استعاره آورده است كه در آن شبهات زيادى وجود دارد كه باعث گم كردن راه مىشود.
٢- دريائى ژرف است. كلمه: البحر را با صفت عميق براى قدر استعاره آورده است كه انديشهها در آن غرق شدهاند، و كبراى مقدّر آن چنين است: وارد