ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٧ - شرح
اين رو كه گذشت زمان نسبت به انسان گذشت اعتبارى است، هر چند كه او به نحو متعارف ايستاده باشد، فاصلهاش را تا لحظه اجل سوار بر آن مركبها- با اين كه او آرام و برقرار و در حالت آرامش حسّى است- طىّ مىكند.
(٦٢٠١٤- ٦١٩٩٧) دوم: به وى مىفرمايد، بيقين بداند كه هرگز به آرزويش نمىرسد. توضيح آن كه انسان همواره چيزهاى دلخواه خود را آرزو مىكند هر چه از آنها به دست آيد و يا آرزويش نسبت به آن نقش بر آب شود، خواسته ديگرى را مىطلبد، گر چه خواستهها متفاوت باشد- پس آرزو همواره متوجّه خواستهاى است كه در حال حاضر دسترسى به آن ندارد كه در اين باره بايد به وجدان مراجعه كند، بنا بر اين تمام خواستهها به دست نمىآيند، و همچنين امكان ندارد كه اجل مقدّر انسان از حدّ معين تجاوز كند اگر نه، اجل نخواهد بود. و اين دو مطلب در حدّ دو صغراى قياسهاى مضمر از نوع شكل اوّل است، و تقدير كبراى اوّل اين است: و هر كس چنان حركت كند، بزودى مدّتش به سر مىآيد و به سر منزل آخرت مىرسد. و تقدير كبراى دوم چنين است: و هر كس كه به آرزويش نرسد و اجلش از مدّت مقرّر تجاوز نكند و در راه پيشينيان حركت كند، بزودى به آنها خواهد پيوست. و چون وى را بر قطعى بودن جدايى از دنيا و پيوستن به آخرت آگاه كرد، (٦٢٠١٧- ٦٢٠١٥) به دنبال آن در اين وصيّت حكمتهاى ياد شده را گنجانده و يادآور شده است، از آن جمله:
اوّل: زياد در پى دنيا نباشد و بر خود سخت نگيرد و حرص به دنيا نورزد، بلكه به مقدار نياز در پى آن باشد.
(٦٢٠٣٨- ٦٢٠١٨) دوم: در كسب دنيا عملش را نيكو گرداند، توضيح اين كه هر چيزى را به جاى خود قرار دهد، و از كسب خود به مقدار ضرورت و نياز نگه دارد و زياده بر آن را در راههاى خير و مصارفى كه باعث قرب الهى است صرف كند، و احتمال دارد كه مقصود از مكتسب، اشتغال به كسب باشد، اسم مفعول را به طور مجاز بر