ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤٠ - عبارت انك
ماندى. تو حق را نشناختهاى تا از روى آن اهل حق را بشناسى، و باطل را نشناختهاى تا پيرو باطل را بشناسى.»
[شرح]
(٨١٠٠٦- ٨٠٩٧٩) حارث گفت: من با سعد بن مالك و عبد اللّه عمر، گوشهاى را اختيار مىكنم. امام (ع) در جواب فرمود: «سعد و عبد اللّه نه حقّ را يارى كردند و نه باطل را فرو گذاشتند.»
عبارت: أ ترانى،
استفهام انكارى است، چون او همين طور مىديد. حارث، در بعضى نسخهها به صورت مرخّم (حار) آمده است.
بعضى در باره عبارت: انك نظرت تحتك و لم تنظر فوقك گفتهاند: يعنى تو تنها به اعمال بيعت شكنان (ناكثين) از اصحاب جمل كه فقط به ظاهر اسلام عمل مىكردند، و از نظر اعتقادى از تو پايينتر بودند- به دليل اين كه آنان بر امام حقّ شوريدند- نگريستى، در نتيجه فريب شبهه آنان را خوردى و از آنان پيروى كردى، و به بالاتر از خودت، يعنى امامت كه اطاعتش واجب بود، و مهاجرين و انصار كه همراه او بودند، نگاه نكردى، و به نظر آنها گوش، ندادى، به دليل اين كه روى باطل با آنها دشمن بودى، و اين باعث سرگردانى و حيرت تو شد.
و احتمال دارد، مقصود امام (ع) از نطره تحته كنايه از نگرش وى به باطل آن گروه و شبههاى كه از دلبستگى به دنيا برخاسته بود باشد كه دنيا همان جهت پست و سافل است، و «نطره فوقه» نيز كنايه از نگرش به حق و دريافتش از خدا باشد.
(٨١٠٤٩- ٨١٠٠٧)
عبارت: انك ...
تفصيل براى دليل سرگردانى او و نشناختن حق و باطل است كه باعث جهل او نسبت به اهل حق و باطل بوده است، كه اگر حق و باطل را مىشناخت، به طور قطع از حق پيروى و از باطل اجتناب مىكرد، و اين عبارت به منزله صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن نيز چنين است: هر كس