ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦ - مقصد سوم اشاره به جالبترين مطلب در نظر آن حضرت است كه بايد فرزندش از وصيت نامه او فرا گيرد
اوّل: درك هدفها و آموختن به خاطر حق و كسب علم، نه به منظور آموزش شبهات و تسلّط بر آنها و مغالطه و مجادله به وسيله آنها، زيرا اين قبيل هدفها، مانع از آموختن به خاطر حقّ و پذيرش حق است.
(٦٠٨٨٨- ٦٠٨٠٨) دوم: پيش از توجّه به تحصيل، اوّل از خداوند كمك بخواهد، و براى قدم نهادن در راه راست و رسيدن به حق صميمانه از خداوند توفيق بطلبد.
سوم: هر چيزى را كه در دل او ايجاد شبهه مىكند- همچون روشهايى كه در ميان طرفداران مذاهب باطل و انحرافى براى غلبه مذهب خودشان و به سبب پيروى از هواى نفس و افكار جاه طلبانه رايج است- بايد ترك گويد. زيرا اگر در جان انسان شائبه علايق مادّى باشد نه تنها راه حق برايش آشكار نمىشود، بلكه به مسير باطل و گمراهى كه متناسب با مطالب بيهوده است نزديكتر مىشود. و به دليل وجود آن شائبه و ترديدى كه در كار است راه باطل براى او روشنتر خواهد بود. بنا بر اين شايسته است پوينده راه حق خود را از هر نوع شبههاى كه به گمراهى منتهى مىشود، بركنار دارد. لفظ اسلام استعاره است از وانهادن امور گمراه كننده و مجذوب نشدن به آنها. سپس مىفرمايد: فاذا ايقنت ... (هرگاه يقين پيدا كردى ...) يعنى هرگاه خود را براى جستجو و دقّت در آنچه يادآورى كردم آماده ساختى و مسلّم شد كه دلت از زنگار هر نوع شائبهاى كه باعث انحراف فكر است صيقلى شده و از خشيت الهى در خود حالت خشوع گرفته است كه مبادا تو را به خاطر ترك وصيّت من مؤاخذه كند و نيز انديشه و تصميمت بر آن استوار گشته است پس طورى عزم خود را جزم كن كه هيچ گونه لغزشى كه سبب ترك آن شود نكنى و تمام همّتت تنها متوجه آن باشد در اين صورت به آنچه توضيح دادم و از مسائل عقلى كه پس از اين خواهم گفت و تو را آگاه خواهم ساخت دقّت كن و امّا اگر برايت آنچه دوست مىدارى، يعنى آسايش خاطر و فراغت آن از شك و ترديدهايى كه مخالف با علم و طلب دانش