ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩٠ - ترجمه
نياوردهاى نيز بىتابى كن [١]. آن را كه نبوده است دليل براى آنچه بوده است، شمار، زيرا امور همسانند، بايد از كسانى نباشى كه پند و اندرز به آنان سود نبخشد، مگر وقتى كه در آزار و رنج آنها بكوشى، زيرا خردمند به ادب و موعظه پند گيرد و چهار پايانند كه جز به كتك زدن رام نگردند. غمهايى را كه بر تو وارد مىشوند با سپر صبر و باورهاى نيكو از خود دور كن، هر كس از راه مقصد عدول كند از حقّ دور شده و ستمكار است، دوست به منزله خويشاوند است، دوست آن كسى است كه در غياب دوست هم راست باشد و هواى نفس شريك كورى و نابينايى است، بسا دور كه نزديكتر از نزديك و بسا نزديك كه دورتر از دور است، بيگانه و ناآشنا كسى است كه دوست نداشته باشد، كسى كه از حقّ تجاوز كند رهگذرش تنگ است، و هر كه در حدّ و مقام خود قانع باشد مقام او پايدار مىماند، محكمترين وسيلهاى كه مىتوانى به آن چنگ زنى وسيله ما بين تو و خداست. هر كه در باره تو بىپروا باشد، دشمن تو است. گاهى نااميدى نوعى دريافتن است، آن وقت كه طمع باعث هلاكت شود. هر زشتى را نبايد فاش كرد، و هر فرصتى به دست نيايد. بسا بينا كه راه راستش را گم كند و بسا نابينا كه راه رستگارى را بيابد.
بدى را تأخير انداز زيرا هر وقت بخواهى مىتوانى بشتابى، بريدن از نادان برابر است با پيوند با خردمند. هر كس زمانه را امين گيرد، زمانه به او خيانت كند، و هر كس آن را بزرگ و مهم پندارد، زمانه او را خوار گرداند. تير هر تير اندازى به هدف نمىرسد. با تغيير حاكم و سلطان روزگار تغيير مىكند. قبل از راه از همراه و بيش از خانه از همسايه جويا باش.
از گفتن سخن مضحك بپرهيز هر چند كه از ديگران نقل كنى، از مشورت با زنها خوددارى كن، زيرا انديشه ايشان ناتوان و ارادهشان سست و ضعيف است، و به وسيله حجاب و پوشش از ديدار نامحرمان چشم آنها را بازدار، زيرا سختگيرى
[١] يعنى در هر دو مورد غم خوردن بيهوده است، به قول رودكى شاعر:
|
اى آن كه غمگينى و سزاوارى |
اندر نهان سرشك همى بارى ... |
|
|
شو تا قيامت آيد زارى كنى |
||
|
كى رفته را به زارى باز آرى- م. |