ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥٩ - شرح
[شرح]
(٧٤٦٥٠- ٧٤٦٤٧) قناعت، عبارت است از سرگرم نشدن به چيزى كه از اندازه كفايت و مقدار حاجت زندگى و خورد و خوراك بيشتر باشد، و چشم نداشتن بر آنچه ديگران دارند. كلمه مال را با صفت بىپايان از آن رو استعاره از قناعت آورده كه بىنيازى ناشى از قناعت نيز همچون ثروت زياد، بىپايان است.
(٣٠٥١) ٥١- امام (ع) فرمود:
الْمَالُ مَادَّةُ الشَّهَوَاتِ (٧٤٦٦٦- ٧٤٦٦٤)
[ترجمه]
«دارايى و ثروت، اساس خواهشهاى نفس است».
[شرح]
(٧٤٦٦٦- ٧٤٦٦٤) يعنى: مال باعث نيرو گرفتن و فزونى شهوات است. مادّه، همان فزونى است.
اين سخن در مورد بيزارى از افزون خواهى مال و ثروت است، از آن جهت كه باعث كمك رسانى و نيرو بخشيدن به شهوت در برابر نافرمانى از عقل و خرد مىگردد.
(٣٠٥٢) ٥٢- امام (ع) فرمود:
مَنْ حَذَّرَكَ كَمَنْ بَشَّرَكَ (٧٤٦٧٣- ٧٤٦٧٠)
[ترجمه]
«آن كس كه تو را هشدار دهد همچون كسى است كه به تو مژده دهد.»
[شرح]
(٧٤٦٧٣- ٧٤٦٧٠) مقصود امام (ع) آن است كه برحذر دارنده از پيشامد بد مانند كسى است كه مژده نجات از آن را مىدهد، كه وجه شبه روشن است. اين عبارت براى وادار ساختن بر توجه به هشدار دهنده و شنيدن هشدار او به منظور نجات است با تشبيه وى به كسى كه بشارت دهنده است.