ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٩٧ - شرح
است كه خود فضيلتى از شاخههاى شجاعت است چون طبيعت دنيا آميخته با سختيهايى است كه بيشتر اوقات انسان درگير آنهاست پس اگر با تحمل با آنها برخورد نكند، بلكه با خشم و غضب و خشونت برخورد كند، همواره خشمگين و برافروخته خواهد بود. چون تا دنيا هست سختى نيز ادامه دارد.
(٣١٩٩) ١٩٩- امام (ع) فرمود:
مَنْ لَانَ عُودُهُ كَثُفَتْ أَغْصَانُهُ (٧٩١٤٣- ٧٩١٣٩)
[ترجمه]
«هر كس چوبهاى درخت وجودش نرم باشد، شاخههايش زياد مىشود».
[شرح]
(٧٩١٤٣- ٧٩١٣٩) لفظ عود را براى طبيعت انسان استعاره آورده است و نرمى آن را نيز كنايه از فروتنى، و همچنين كلمه اغصان را استعاره از ياران و پيروان، لفظ كثافت را كنايه از اجتماع آنان در پيرامون وى و فزونى و توانمندىاش به وسيله آنان، كنايه آورده است. مقصود آن است كه هر كس داراى فضيلت تواضع و نرمخو باشد، ياران و پيروانش زياد شوند و به وسيله آنان قوى مىگردد.
(٣٢٠٠) ٢٠٠- امام (ع) فرمود:
الْخِلَافُ يَهْدِمُ الرَّأْيَ (٧٩١٤٩- ٧٩١٤٧)
[ترجمه]
«مخالف خوانى با ديگران، انديشه را درهم مىريزد».
[شرح]
(٧٩١٤٩- ٧٩١٤٧) اصل مطلب اين است كه نظر جمعى در يك مورد كه داراى مصلحت است، جمع مىشود، بعد يكى از آنها با نظر جمع مخالفت مىكند و اين باعث مىشود كه آنچه را مصلحت تشخيص داده و در باره آن اتحاد كرده بودند از بين برود همان طور كه امام (ع) و جمعى از يارانش- موقعى كه شاميان، بامداد