ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٥ - شرح
(٣٣٣٦) ٣٣٦- مردى از عمّال امام (ع) ساختمانى عظيم بنا كرد، پس امام (ع) خطاب به او فرمود:
أَطْلَعَتِ الْوَرِقُ رُءُوسَهَا- إِنَّ الْبِنَاءَ يَصِفُ لَكَ الْغِنَى (٨٣٤٢٠- ٨٣٤١٣)
[لغت]
(فخم): بزرگ.
[ترجمه]
«سكهها سرهاشان را آشكار كردهاند و ساختمان دارايى تو را وصف مىكند».
(٨٣٤٢٠- ٨٣٤١٣)
[شرح] عبارت طلوع الورق لرءوسها
كنايه از آشكار شدن اثر آن سكهها در ساختمان است، امام (ع) سكّهها را از نظر بر آمدن اثر آن به حيوانات تشبيه كرده است و همچنين لفظ «وصف» را استعاره آورده و به بنا نسبت داده است از آن رو كه از توانگرى و دارايى او خبر مىدهد، همان طورى كه صفت خبر از موصوف خود مىدهد.
(٣٣٣٧) ٣٣٧- به امام (ع) گفتند: «اگر در خانه مردى را به روى او ببندند و او را داخل خانه قرار دهند، روزى او از كجا مىرسد؟» امام (ع) در جواب فرمود:
مِنْ حَيْثُ يَأْتِيهِ أَجَلُهُ (٨٣٤٤٤- ٨٣٤٤١)
[ترجمه]
«اگر در خانه مردى را به روى او ببندند و او را داخل خانه قرار دهند، روزى او از كجا مىرسد؟» امام (ع) در جواب فرمود:
«از جايى كه اجلش مىرسد».
[شرح]
(٨٣٤٤٤- ٨٣٤٢١) امام (ع) روزى را با مرگ قياس كرده است، از آن رو كه هر دو از يك جا ريشه مىگيرند و آن قدرت آفريدگار است، و با عبارت: «من حيث» بدان اشاره نموده است.