ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٤٦ - عبارت امام(ع) فان الله بالمرصاد،
همين است، و تمام اينها باعث سستى از نبرد و ضعف در ايستادگى در برابر دشمن مىگردد.
صغراى قياس سوم: جمله: يزيّن لك الشره بالجور است، توضيح آن كه مصلحت از نظر آدم حريص، جمع آورى مال و نگهدارى آن است، و اين خود باعث تجاوز از طريق ارزشمند عدالت و انصاف است.
كبراى مقدّر در هر سه قياس چنين است: هر كس چنان باشد مشورت خواهى از او روا نيست.
آن گاه با قياس مضمر ديگرى وى را از هر سه گروه بر حذر داشته است، كه با صغراى آن اشاره به ريشه صفات ناپسند هر سه دسته، يعنى تنگ نظرى، ترس و حرص نموده تا آنها را بشناسد و در نتيجه از صاحبان آنها دورى كند، يادآور شده است كه آنها غريزههايى يعنى خويهاى گوناگون هستند كه از يك ريشه نشأت گرفته و عايد نفس مىشوند و به سرانجامى مىرسند كه همانا بدگمانى به خداست. توضيح آن كه ريشه سوء ظن به خدا، ناآشنايى با خداست زيرا كسى كه ناآگاه است خدا را از جهتى كه او بسيار بخشنده و دهنده همه نيكيها به كسى است كه از راه اطاعت فرمان او قابليت يافته است، نمىشناسد و در نتيجه به خدا بدگمان است، و اين كه خداوند چيزى را كه بنده بذل و بخشش كرده، جبران نمىكند، بنا بر اين با جلوه دادن تنگدستى او را از بذل و بخشش باز مىدارد، و با خوى پست تنگنظرى همسو مىسازد، و همچنين شخص ترسو خدا را از نظر لطف و عنايتى كه به هستى بندگان خود دارد، نشناخته، و نسبت به راز مقدّرات او ناآگاه است، بنا بر اين به خدا بدگمان است و او را نگه دار خود از نابودى نمىداند، و نگران مرگ است و اين حالت وى را از اقدام به جنگ و امثال آن باز مىدارد كه اين خود لازمه خوى ناپسند ترس است و همچنين حريص خدا را از دو جنبه ياد شده نشناخته و نسبت به او بدگمان است و عقيده دارد كه اگر