ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١١٩ - چهارم جمله فاصحر از شهر بيرون شو تا آخر نامه،
(٦٣١٨١- ٦٣١٣٣)
دوم: عبارت لم افعل ذلك ... ناقما،
چيزى شبيه به عذرخواهى از محمد بن ابى بكر است، كوتاهى و سهل انگارى در تلاش و كوشش و نظاير آن را كه شايد محمد بن ابي بكر تصوّر مىكرد باعث عزل او شده است، از او نفى كرده، و پس از آن به وى وعده داده است، بر فرض پايان يافتن موضوع عزل وى، او را به كارى برگمارد كه زحمت و رنجش كمتر و فرمانروايى آن گواراتر از حكومت مصر باشد. تا از طريق تشويق او را به كارى بهتر از حكومت مصر وادارد و آرامش قلبى به او دهد. آن گاه به انگيزه خود در فرستادن اشتر، اشاره فرموده است، كه او به دليل داشتن صفات پسنديده مذكور، در خور ستايش امام (ع) بوده است، و آن صفات عبارت از خيرخواهى وى براى امام، و سختگيرى و پرخاشگرى و حملهور بودن نسبت به دشمن است، در صورتى كه محمد هر چند در مورد اوّل در خور بوده است، امّا در مورد دوم، ضعيف بود.
(٦٣٢٠٠- ٦٣١٨٢)
سوم: عبارت: فرحمه اللّه ... الثّواب له،
اطّلاع از مرگ مالك اشتر و خورسندى امام (ع) از اوست، از آن رو كه مبادا ابراز سرزنشى نسبت به او نمايد.
(٦٣٢٣٢- ٦٣٢٠١)
چهارم: جمله: فاصحر از شهر بيرون شو تا آخر نامه،
فرمان آمادگى براى مقابله با دشمن و دستور بيرون شدن او از شهر است، تا او احساس توانمندى كند، نه مخفى شدن در ميان شهر كه باعث احساس ناتوانى است، ديگر اين كه در نبرد خود با دشمن از روى برهان و بينش در تشخيص حق باشد، و صفت دامن به كمر زدن را كنايه از آمادگى براى نبرد آورده است، و ديگر آن كه با سخن دلاويز و پند و اندرز نيكو و به نيكوترين روش مجادله، ديگران را به راه پروردگارش بخواند، و زياد از خداوند كمك بخواهد، زيرا روى دل به جانب اوست، و كمك طلبيدن از او براى يارى رساندن به او و دفع كردن مهمترين عمل دشمن از او و كمك به او در برابر سختيهايى كه مبتلا مىشود، باعث آمادگى و زمينهساز است. توفيق و نگهدارى از لغزش از جانب خداست.