ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٤ - ترجمه
ما فوق توست، و خداوند ما فوق كسى است كه تو را حاكم قرار داده. البته اوست كه حكومت را به تو سپرده و مردم را وسيله آزمون تو ساخته است. مبادا خود را در معرض ستيز با خدا قرار دهى زيرا تو را توانايى تحمّل خشم او نيست و از عفو و بخشندگىاش بىنياز نيستى، هرگز از گذشت پشيمان مباش و از مجازات ديگران شاد مشو و به هنگام خشم اگر راه گريزى مىيابى در تندخويى شتاب مكن، و مبادا بگويى من مأمورم [معذورم] امر مىكنم بايد فرمان مرا ببريد، كه اين روش باعث خرابى دل و ضعف ديانت و نزديك شدن به غير خداست. و هر گاه قدرت باعث بزرگمنشى و يا خود پسندى تو شد، به عظمت سلطنت و قدرت خدا كه ما فوق قدرت توست نگاه كن كه نسبت به تو به آنچه تو ناتوانى او تواناست، زيرا اين نگرش خودبينى و سركشى تو را فرونشاند و تو را از خود فراموشى باز مىدارد و عقل و درايت از دست رفته را به تو باز مىگرداند.
مبادا خود را در بزرگى با خدا همسان بينى، و در توانايى و عظمت نظير او بدانى! زيرا خداوند هر ستمگرى را خوار و هر گردنكشى را پست و بيچاره مىسازد.
با خدا و با مردم نسبت به خود و خويشاوندان نزديك، و رعايايى كه هواخواه آنها هستى به انصاف رفتار كن، زيرا اگر رعايت انصاف نكنى ستم كردهاى، و هر كس با بندگان خدا به ستم رفتار كند، خداوند به جاى بندگان، خود با او دشمنى خواهد كرد و خدا استدلال هر كه را با او در ستيز باشد نادرست گرداند، و چنان كسى تا خود دارى نكند و توبه ننمايد، با خداوند در ستيز است، و هيچ چيز مانند ستمكارى، باعث تغيير نعمت خدا و زود به خشم آوردن او نمىشود، زيرا خداوند، دعاى ستمديدگان را مىشنود و در كمين ستمكاران است.
بايد بهترين كارها در نزد تو اعتدال در راه حق، و همگانى بودن در عدل و داد و آن عملى كه بيشتر باعث خوشنودى توده مردم مىگردد، باشد. زيرا خشم توده مردم، خوشنودى خواص را از بين مىبرد، و خشم خواص در برابر خوشنودى عموم مردم، قابل چشمپوشى است. هيچ كسى از رعيّت براى فرمانروا در موقع رفاه،