ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩٩ - و جمله اجتمع به اقوام صفت براى منزل است،
و جمله: فاعلم، معترضه خوبى ميان كلمه ليس و خبر آن است، و كلمه رجل، هر چند كه مفرد نكرده است، چون در سياق نفى است- همان طورى كه در اصول فقه ثابت شده- افاده عموم مىكند.
(٧٣١١١- ٧٣٠٧٣) آن گاه امام (ع) اعلام كرده است كه آنچه را كه از شرط صلح- مطابق آنچه كه پيش آمده است- بر اساس تعهدى كه كرده، بزودى وفا خواهد كرد و اشعرى را بر نگون بختى تهديد كرده است در صورتى كه از وضع مناسبى كه هنگام جدايى از وى داشته يعنى پايبندى به داورى كتاب خدا و رويگردانى از هواى نفس، و دورى از فريب همدمى بدكاران، دگرگون شود. و نگون بخت را امام (ع) به كسى تفسير كرده است كه از سود عقل و تجربهاش بهره نگيرد، بدين وسيله اشاره دارد بر اين كه اگر او گول بخورد و يا به سمت ديگرى تغيير جهت دهد، خود را از بهره عقل و پيشينه تجربهاش محروم ساخته و در نتيجه پيوسته نگونبخت ساخته است.
(٧٣١٢٤- ٧٣١١٢) آن گاه به ابو موسى هشدار داده است كه او [امام (ع)] از سخن بيهوده، و از تباه ساختن كارى كه خداوند اصلاح كرده است يعنى امر دين، بيزار است، تا بدان وسيله از خشم امام (ع) برحذر شده و به درستى و راستى و حفظ جانب خدايى در باره او پايبند گردد، و اين مطلب را با سخنى ديگر تأكيد فرموده است:
فدع ما لا تعرف، يعنى در داورى نسبت به اين قضيه و ايجاد شبهه خوددارى كن.
و مقصود امام (ع) از عبارت: فانّ شرار الناس، عمرو بن عاص و امثال اوست كه با القاى وسوسهها و شبهات دروغين يعنى همان سخنان ناپسند به جانب او مىشتابند.