ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٦ - عبارت اوله يحرق
رويد، زيرا سرما با جسم انسان همان كارى را مىكند كه با درختان، اولش مىسوزاند و آخرش مىروياند».
[شرح]
(٧٦٨٥١- ٧٦٨٣٢) خوددارى و پوشش در آغاز سرما واجب شده است، چون آغاز سرما اول پاييز است و تابستان و پاييز در خشك بودن شريكند، پس وقتى كه سرما فرا مىرسد، و بر بدنها نيز وارد مىشود در حالى كه بدنها در اثر گرما و خشكى تابستان، آمادگى براى تخلخل و باز شدن منافذ رگ و پى و خشكى پيدا كرده، و اثرپذيرى بدن زياد، و تأثير سرما در اثر فشار حرارت غريزى سريع مىگردد، در نتيجه نيروهاى سردى و خشكى در بدن قوّت مىگيرد كه اين هر دو طبيعت مرگند، به همين دليل درختان خشكيده و برگها سوخته مىشوند و مىريزند و بدنها لاغر و نحيف مىگردند.
اما دستور به استقبال از آخر سرما يعنى آخر زمستان و آغاز فصل بهار، از آن جهت است كه زمستان و بهار در رطوبت شريكند و فرقشان در اين است كه زمستان سرد و بهار گرم است. پس سرماى پسين هر گاه آميخته به گرماى بهارى شود و شدتش بدان وسيله درهم شكند، بعد از آن شكستى و زيانى به بدنها ندارد و حرارت غريزى قوّت مىگيرد و گسترده مىشود، و به وسيله سرما با رطوبت معتدل گشته، آمادگى براى مزاج پيدا مىشود كه خود طبيعت زندگى است. و باعث رشد و نيرو گرفتن بدنها و شكوفائى برگها و ميوههاست.
عبارت: فانّه ...
صغراى قياس مضمرى است كه بدان وسيله به برخوردارى و استقبال از سرما توجه داده است، و كبراى مقدّر آن نيز اين است: و هر چه آن طور باشد لازم است از آغازش خوددارى و از پايانش استقبال نمود.
عبارت: اوله يحرق ...
وجه شبه و علت تشبيه است.