ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦١٨ - ترجمه
[شرح]
(٧٩٧٨٩- ٧٩٧٨٣) كلمه نفار (دور شدن)، و شرود (گريختن) را استعاره براى از بين رفتن نعمت آورده است از نظر تشبيه نعمتها به چهارپايان، و نسبت به زوال نعمت هشدار داده است تا وادار كند كه با شكر نعمت آن را حفظ كنيم، و بر ضرورت اين هشدار با اين عبارت: «فما كل ...» توجّه داده است كه خود مقدمه صغرا براى قياس مضمرى است كه در اصل چنين بوده است: آن كه گريخت ممكن است باز نگردد، و كبراى آن نيز در اصل چنين است: و هر چه امكان بازگشت نداشت، دور ساختنش روانيست.
(٣٢٣٣) ٢٣٣- امام (ع) فرمود:
الْكَرَمُ أَعْطَفُ مِنَ الرَّحِمِ (٧٩٧٩٦- ٧٩٧٩٣)
[ترجمه]
«شخص بزرگوار از خويشاوند مهربانتر است»
[شرح]
(٧٩٧٩٦- ٧٩٧٩٣) اعطف، يعنى: مهربانتر. از اين عبارت يكى از دو معنى به دست مىآيد:
١- شخص جوانمرد- به دليل جوانمردىاش- نسبت به كسى كه بر او نعمتى داده است، مهربانتر از خويشاوندان نسبت به يكديگر است، زيرا مهربانى شخص جوانمرد طبيعى و مهرورزى خويشاوند گاهى تكلّفى و غير اصيل است.
٢- بزرگوارى باعث علاقمندى ديگران نسبت به شخص بزرگوار است، و محبّت مردم نسبت به او از محبّت خويشاوندى بر خويشان خود بيشتر است.
(٣٢٣٤) ٢٣٤- امام (ع) فرمود:
مَنْ ظَنَّ بِكَ خَيْراً فَصَدِّقْ ظَنَّهُ (٧٩٨٠٥- ٧٩٨٠٠)
[ترجمه]
«هر كس به تو خوشبين بود، كارى بكن كه با عملت گمان او را تصديق كنى.»